top of page

قلب کوهسار

قلب کوهسار
مرحبا بر نظم موزون وبیان منتظر
مرحبا بر نثر نیک و درخشان منتظر
در جهان شعر و فرهنگ جلوه نازش نگر
محو و مبهوت است هرکس در جهان منتظر
لعل و گوهر لولو لالا به نظم آورده است
همچو زر باقیست این گوهر نشان منتظر
سیر دارد مرغ طبعش بام نه چرخ فلک
پای هر فهم نه پی کرد کهکشان منتظر
شاعر نازک خیال چیز فهم تیز هوش
ریزه خواری گر کند از طعم خان منتظر
دشمنان گر از پی آزار او بندند کمر
دور باد از تن سر آن سرکشان منتظر
«نادم» غوری وغوریانی به نسبت واحد اند
من ز قلب کوهسارم ، اهل غوریان منتظر

bottom of page