top of page

محمود و احمد

محمود و احمد
محمود! به احمد گو گرت بسیار شد غم
گریبان را ز گریه ساز پر نم
محمود! به احمد گو مگو بسیار ، کم گو
که از بسیار گفتن مرد شد کم
احمد! سخن کم گوی ونیکو گوی با مهر
غنیمت دان زمان کان هست یکدم
احمد! درخت پر ثمر را دیده باشی
ز بسیار ثمر شد شاخ و تن خم
محمود! نه هر آبکه در ساحل روان است
ورا باشد مقام آب زمزم
محمود! بهای گوهر از کم یابی اوست
ز بسیاری مهره شد بها کم
احمد! مزن زخم زبان کان است ناسور
جراحات زبان را نیست یلتم
احمد! بشوخی هم مزن زخم زبانرا
بنه بر زخم مردم خورده مرهم
بیا «نادم» تو هم بسیار کم گو
بامید پذیرش باش کم کم

bottom of page