top of page

ملاطه
ملاطه
بشنو تو گل نسرین این ناله شب گیرم
من مرغ شکسته بال در زلف تو زنجیرم
با جمع پریرویان در چشم همه عالم
یکتا به جهان باشی دُردانه شیرینم
تا حسن ترا دیدم آشفته شدم شیدا
غم خرج وفراقت کار گردیده به تقدیرم
جز جور و جفا هرگز کار نکنی با من
از عهد وفا داری هرگز نه بتردیدم
با تیغ دو ابرویت آندم تو هلاکم کن
ثابت بنما جانا بر من همه تقصیرم
غم های تو بر قلبم بنائی تمدن شد
زد خشت فراقت را ملاطه به تعمیرم
بر گشته ز من طالع چون گشتن مژگانت
آن زلف دو شهمارت پیچیده به تهدیدم
با صبر ورضا باشد تفویض منی شیدا
از آیه صبر ای جان بر گوی تو تفسیرم
در خواب سحر دیدم دست تو بدستم بود
با سوی چمن رفتیم بنمای تو تعبیرم
ز ابروی کمان تو زلفین سیاه تو
آیا چه کنم جانا بر قید دو زنجیرم
آی تو اگر یکدم بر تربت این «نادم»
گر خاک بود جسمم بر راه تو برخیزم

.png)