
موتر
موتر
حامل بار ثقیل ونوع انسان شد موتر
ارمغان عصر حاضر در غلطان شد موتر
بهر انجام امورات سریع وکار زود
بال طیرش تیز گردید و پر افشان شد موتر
میرود هر سو بسینه روز وشب از بهر تو
خادم پرکار وصادق زار ونالان شد موتر
بگذرد از کوه وکوتل تا رساند بار را
هرکجا امرش نمائی گوش بفرمان شد موتر
غرق گل گردد بروز شادی وعیش وسرور
زینب هر محفل وزیب عروسان شد موتر
صاحبان پول ودالر در غرور موتر اند
نخوت وکبر و غرور این این جوانان شد موتر
بر مریضان خدمت عاجل نماید بی درنگ
نیم شب بر خدمت وکار مریضان شد موتر
کم کمک اسپ وخر وگاو شتر آسوده گشت
بارشان بردوش موتر شد پریشان شد موتر
خدمت شایان کند پای هر هنه هرکجا
راهی هر دشت وصحرا وبیابان شد موتر
در میان جرمن و روس وفرانسه امریکا
افتخار از حد فزون هرجا به جاپان شد موتر
گشت پایان قصه های کاروان صوت جرس
«نادما» در وقت حاضر قول جانان شد موتر

