
ناله مادر
ناله مادر
ناله پر شور وسوز بود یک شب در طنین
گوش گردون کم شنیده ناله را این چنین
محو گردیدم که نالش گر بیچار کیست
این همه بی تابی و نا آرامیش از بهر چیست
بود آنجا مادر آزرده نابرده خواب
شرح حال داشت با خود از سر هر فصل وباب
روی قلب داغدارش کودک شیر خوار داشت
طفلکان دگری هم خسته وبیمار داشت
مرگ شوهر نیست کرده گلشن وگلزار او
گشته جاری اشک گوهر بار با رخسار او
از غام تنهائی زخمی بر دل آزرده داشت
چهره بی رنگ ومحزون خاطر افسرده داشت
هستی اش را جنگ ملعون داده بر باد فنا
لانه اش گردیده ویران ز آتش جور و عنا
سر پناه بگزیده لابد زیر چتر آسمان
طاقت او طاق گشته از غم یک لقمه نان
این سیه روز جاده های شهر را پیموده بود
پا برهنه بهر نانی هر طرف جان کنده بود
سعی این بدبخت تا آخر نداده حاصلی
کیست صاحب دل که از شفقت بدست آرد دلی
از کرم با وی دهد یک لقعه نان بی ریا
تا کند رحمت بوی آن خالق ارض وسما
زمزمه میکرد بزیر لب همی گفت ای خدا
تو مجیب الدعوتی از من اجابت کن دعا
خار گردان آنکه داده خانه ام را انفجار
روسیه کن آنکه کرده رزق مردم احتکار
محتکر را در مذلت زندگی پایان رسان
ما مریضان را دوای لطف خود آسان رسان
خانه جنگ آوران را لانه های بوم ساز
سینه سنگین دلان را از کرم چون موم ساز
تا سر تسلیم را در صلح وآرامش نهند
از همه کبر و عناد و کینه توزی بگزرند
تا که صلح و آتشی بر زخم ها مرهم نهد
خشت وحدت در بنائی خلق ما محکم نهد
ای برادر مثل این مادر هزاران مادر است
داغ جنگ بی هدف بر قلب صدها خواهر است
هست این مادر وطن را آتش سوزنده تر
داغها دارد بدل از رنج مرگ هر پسر
«نادم» آنخواهد که باشد در جهان خیر بشر
صلح می آرد سعادت ثابت است اندر خبر

