
پی آمد عمل
پی آمد عمل
کار بد جز بد ندارد حاصلی
از مکافات عمل چون غافلی
خوب وبد را هریکی باشد اثر
حکم آن ثابت بود اندر خبر
خیر وشر گر میکنی عامل توئی
گر کنی انکار زین، جاهل توئی
کیمیا شو خاک ها را زر نما
کسوة خیر عمل در بر نما
ذره اعمال آید در حساب
حق نموده این سخن بر ما خطاب
زرع نوع کشت خود، خود کرده ایم
حاصل آن کشت خود، خود چیده ایم
(( از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو))
مرگ گوئی یا که جان گوئی بسنگ
آنچه گوئی باز یابی بی درنگ
بین زبان جز لخت لحمی بیش نیست
این بذات خویش نوش ونیش نیست
نوش ونیشش از تو میآید پدید
قفل رنج وگنج را باشد کلید
در زبان هم زهر باشد هم شکر
از زبان یا مسلمی یا کفر دهر
قول وفعل ما اگر زیبنده است
نور حق بر کار ما تابنده است
گر مطیع حق شوی فرخنده گیست
غیر حق در نزد حق شرمنده گیست
خدمت مخلوق را بسیار کن
در رضای خالق جبار کن
دست مردم را بگیر و چاره شو
خادم هر عاجز و آواره شو
رحم وشفقت بر یتیمان بیش کن
حفظ شان از موذئی صد نیش کن
از قیود رسمها آزاد باش
«نادم» از آزادیت دل شاد باش

