
کاغذ
متاعی نادر و پر فیض باشد بهر ما کاغذ
بشر داند که می باشد بعالم پر بها کاغذ
بود جائی کلام حق که مصحف نام او باشد
بهر گم کرده ره دیدم بود راه هدا کاغذ
حدیث وفقه وتفسیر وعلوم مختلف درج است
ازین رو هرکجا دارد بما روی صفا کاغذ
گهی اندر کف زاهد شود تعویذ یا دودی
همی شاید شود دعوی بود رد بلا کاغذ
گهی گل غنچه می باشد بروی سینه نازی
برای زینتی دستی بروی خوش لقا کاغذ
به کاغذ می توان گوئی همه اسرار پیمانت
انیس ومحرم راز است بهرکس هرکجا کاغذ
میان مردمان باشد مدار حکم هر دعوی
سند در حل مشکل ها بود پر مدعا کاغذ
بحال انتظاری گر رسید از سوی محبوبت
مسرت بر دلت بخشد بچشمانت ضیا کاغذ
عجب تر آنکه میباشد به طفلان آله بازی
پرو بر آسمان یکدم بود اندر هوا کاغذ
رول را وصل می بخشد برفت و آمد و پیکار
ندارد خستگی یکدم بود پُر دست وپا کاغذ
ز سوی عاشق شیدا به معشوقش بود پیکی
برای نامه «نادم» بود بال هما کاغذ

