top of page

ایشاه که کابل بــتو شد مـــلک مـــورث هـم ارث تو گردید نه بر غیرک یورث
بنیان رفیعش چـــه مــــثمن چـه مربع نه قابل کــسر انــــد کــثلاث مثلث
این خانه دیــرینه شاهـان قــــدیم است یارب نشود منزل هر هـرزه ومـحدث
چون بحر عظیم است که بگـرفته جهانـرا کـــی مـیشـود او بر دهن کلب ملوث
ایـن مملکت پـاک نـــژادان رفــیع است کی هست سزاوار به اوبـاش و مخنث
این جای امـیران و ســلاطین بزرگ است لایسکن و جز وارث شان فیه نه یمکث
هر هرزه خیالی که کـــند دعـوی شاهی ماگــــوش نگیریــم الـی ما یتحدث
یارب تو بمحض کرم خــویش نگـــهدار از مــــکـرو فـــسون کار لئلایتنفث
حیران بجز از مدح و ثنای شــهی کابل
گر گفت سخن،است یقین خارج مبحث
bottom of page

.png)