top of page

ایکه از دبد به ات چرخ بــرین میلــــرزد از ســموم غضبت روی زمین میلرزد
جگر مدعی از سطوت تــــو آب شــــود بلکه از صـــلوت تو شیر برین میلرزد
تا کند نام تو حکاک ازل نــقش نـــگین از مـــهابت قلم او به نـــگین میلرزد
گرچه باشند ســــواران مخالف خونــخوار هریک از ترس تو درخانه زین میلرزد
گر خطا و خُتن از خــط تـو گـــردن تابد گردنش بشکند وخود به جبین میلرزد
برق تیغ تو کـند گـــــرم رگ خـــارا را همچوسیماب دل دشمن دین میلرزد
لشکر ذی ظفرت گـــر کند آهنگ مصاف قیصر روم کجا والـــی چـین میلرزد
گر بــجنبد حشمت کـوه بـــــفریاد آیـد نه گزاف است که بر قبر دفین میلرزد
رعد تُوپت شــنود گوش فلک گردد کـــر بسرا پـــــرده ارحام جُــنین میلرزد
بسکه غالب شده خوفت بدل دشمن و دوست
از هـراست دل حــــیران حـــــزین میلرزد

bottom of page