top of page

ای آنـــکه شـد ز مدح تو کام و زبان لذیذ زان رو مراست جمله وحرف بیان لذیذ
حرف خوش تــو در نظر دشـمنت چو زهر حرف بـــد تــو در نظر دوستان لذیذ
می ریزد از زبان تـــو شکر به گـــــفتگو خود ظاهراست نیست شکر آنچنان لذیذ
چون مو میاست مــرحمتت دل شکسته را لطف و نـوازشـت بـه برخستگان لذیذ
فضل و کـــرامتت به سر مفلسان چـو میغ دســت عــنایتت بسر ناتـــوان لذیذ
چون روح بهترین است و یا شـهد ویا عسل این تـاج وتخت برشهی والامکان لذیذ
از سود و از زیـان جـــهان یـــاد نایـــدم ما را بیاد روی تو ســــود وزیان لذیذ
چـون طـــاعت خـدا به مطیعان و عابدان توقیع تو بـــخط افغانــــسـتان لذیذ
حیـران بآستان شهـــنشاه مـرده به
تلخست مرگ لیک بران آستان لذیذ
bottom of page

.png)