top of page

ای تو شاهی و ز تو ملک مزین چو عروس بدهن کرده زحسرت همه کلک افسوس
والی چــین شـده با قیصر رومــی حیران زحسد مــرده فرنگی ودل خونین روس
نقـــطـه دائــــره مجمع خــــوبی کابل ملک ما لوف امیر است و سرای مانوس
یارب این مــسکـن شاهـنشه کابـل هرگز نشود بر نظر چـــشم مخالف محسوس
کی چنین دبدبه داشته خاقان بــر چــین کــیست کیخسرو ایران و کجا کیکاوس
بد سگالان همه بـر خنجر قــهرش مقتول بد خیالان همه برخانه خشمش محبوس
دوستانش همه از خـوان عمیمش طــامع دشمنانش همه از نـازو نعیمش مایوس
هر که اسلام بود از دل و جـان میگـــوید دل وجان جمله فدای تو ومال و ناموس
گفت حیران اگر از مد حت شه خاموشیم
زند من را تو بگــــردانی خدایا معکوس
***

bottom of page