top of page

ای امارت شد بکامت شاه خود مختار باش همچو بخت خود بکار مملکت بیدار باش
ساعتی در احترام اهـل عـلم و فضل کوش لحظه ی همراز فوج ویار منصب دارباش
یکدم از حال فقیر و بیکس و محتاج پرس یکنفس همراحت دل خستگان زار باش
برخی خود را حالی از احـوال بیت المالکن زره در جستجوی درهــم و دینار باش
گاه گاهی روی کن بـــر تاجــران مملکت یکزمان هم همزبان مرد دنــیا دار باش
هریکی زین عرضها مستوجب عدل است وداد بعد ازین از نعمت دارین بر خوردار باش
شاه را بر آفتاب مــعدلت نـسبت کـــنند یعنی یکسان بر سر ابرار و براشرار باش
چونکه حیران عمر ها حمد و ثنایت میکند
باخبر از حال ایــن بیــچاره افـــگار باش
***

bottom of page