top of page

در مورد ملا دین محمد :
دوش مــــرا مژده داد هاتف شیرین کلام جان و دلـــــم تازه شد از اثر این پیام
گفت که ای جان من جای تو چشمان من حلــقه گوشت بساز پند مرا صبح و شام
زلف عروس سخن بی تــو پـــراکنده شد هم ز تـو گردد درست هم زتو یابد نظام
فکر سلیمت بود رونق بـــیت و غـــــزل ذکر فصیح تــو شد این همه را احتشام
لیک شود پر نمک شعر تو بی شبه و شک از اثر خـوانـــــدنی همدمی عالی مقام
طوطی شــیرین زبان بلـبل باغ جـــنان قمری هشتم بـــهشت دین محمد بنام
گفتن تو همچو شیر خواندن او چون شکر زاندو بــهم میشود مقصد مردم تمام
مطرب خوشگو بخوان شاهد دلجو بــرقص ساقــــی مــه رو بریز باده گلگون بجام
زین سخنان سربسر نیست بحیران ثمر
برسگی خیرالبشر تا که نگردد غـــلام

bottom of page