

- ادعيه هفت رنگ : استاد عبدالحي فرحمند :
حيران: كه حيران كننده است درشعر وادب ، علم وفرهنگ ماهرمتبحر بوده حتي درخصال وسنبليك رنگها ديد بخصوص داشته است ورنگ ها را در قالب اشعار شان هفت رنگ برجسته ساخته در اثر {ادعيه هفت رنگ} انعكاس داده واين اثر را از نظر مذهب وفلكلور وعنعنه به ارزيابي قرار ميدهيم وديدگاه ديگر شعرا را مي بينيم:
حيران رنگ ها را در شعرش سمبوليك ساخته ولي مفهوم حقيقي آن در ضمير شاعر مكتوم است . يكي ازمشخصات عاليه وپسنديده هرشاعر اين است كه مردمي باشد بزبان مردم خود سخن بگويد وفهم مردم خود را از نظردور نداشته باشد در فلكلور وطن ما خصوصاً آنچه درغور ولباس وپوشش مردم مشاهده مي شود نقش رنگها خيلي روشن است مثلاً:
لباس سفيد ولنگي سفيد مخصوص مردان مسن ، عالم ، روحاني ، طلاب مدارس ديني واشخاص صاحب رسوخ وكلانهاي قوم است كه سمبول پاكي ، بزرگي وعلامه مميزه بشمار ميآيد.
در دين مقدس اسلام رنگ سفيد جاي خاص دارد چنانچه پوشيدن لباس سفيد سنت پيامبر بزرگوار حضرت محمد مصطفي "صلي الله وعليه وسلم" است رنگ براق سفيد بوده ، رنگ كفن واحرام سفيد توصيه گرديده است.
حيران رنگ سفيد را علاوه برمفاهيم فوق سمبول خرد وتدبير بكار برده واينطور مي گويد:
قفل خــرد را بـــگشاد از كلــــيد بـاز نـــوشت او بــخط سـفـــيد
خوب نظركن كه چه تدبير كــــرد خـــط خوش وساده تـحرير كـرد
درعنعنات ما رنگ سياه بدو مفهوم تبارز كرده است يكي شكوه مندي وقدسيت ديگري اندوه ومصيبت عده اي هنگام مصيبت سياه مي پوشند ، پيروان سيدالشهداء حضرت امام حسين تمام مراسم عزاء را در محرم به لباس سياه سپري مي كنند درو ديوار ها را بتكه هاي سياه علم مي سازند.
و در شكوه و قدسيت رنگ سياه هم علايم موجود است مثلاً پوش بيت الله كعبه متبركه سياه ميباشد. سنگي كه دست بلاكيف خدا در روي زمين است وحاجيان هنگام اداء فريضه حج آنرا مي بوسند بنام (حجرالاسود)سياه است.
حيران رنگ سياه را سمبول بقا، پايداري وبلند اقبالي ميداند وميگويد :
كـرد در آن نسخه زمشك ســـــياه بـاد بـــــقاي شه عـــالم پـــناه
اختر اقـبال شـــه ســـر فـــــــراز تا دو جـــهان است بود بر فـــراز
نظامي گنجوي از رنگ سياه اينطور برداشت دارد:
درســــياهي شكــــــــوه دارد ماه اخـتر سلطان از آن كنـــند سـياه
از جـــــواني بود ســياه مــــــوي وزســياهي بـــــــود جـوان روي
فردوسي هم بارتباط آگاه شدن رستم كه سهراب پسرش ميباشد وبدست خودش پسر را كشته چنين اظهار مصيبت مي كند :
درخانه ها را ســـيه كــــرده پـاك زكـاخ و رواقــــش بـرآورد خاك
به پوشيد پس جــامه نــيله گـــون همان نيله گون غـرق گشته بخون
در تابلوي مشهور (ليونار دو دارنچي) بنام آخرين شام لباس حضرت عيسي را بهمين رنگ نيلگون سياه مانند برجسته ساخته كه سمبول بي گناهي ، مظلوميت وقدسيت است .
رنگ سرخ درفرهنگ مردم سمبول جواني ، عشق ، سرخ روي ، پيروزي وشادماني است كه حيران از رنگ سرخ چنين تصوير دارد:
نوع ديـگر ســــــرخ رقـــم زد ز زر جــــــــدول اوكرد زخون جگر
فتح و ظـفر پــشت و پـناه امـــــير ناصــــرو منـــصور ســـپاه امير
حكيم نظامي گنجوي از رنگ سرخ اينطور تعبير دارد:
ســـــرخـــي آرايـــش نوائين است گــوهر سرخ را بـــها زين است
خــــــــون كه آمـــيزش روان دارد ســرخ ازان شدكه لطفجان دارد
دركسانيـــكه نـــيكــــوئـي جـوئي ســـــرخ روائيست اصل نيكوئي
ســرخ گل شـاه بــــــوستان نــبود گـر ز سـرخي درون شان نــبود
حيران از رنگ سبز كه زندگي درآن رنگ دگر دارد وخوشي و خرمي سنبل شادي وطراوت است ميگويد:
دل پر درد ورنگ زرد آوردم بـــدرگاهت
ز آب رحـمت خـود سبزكن روح روانم را
حكيم نظامي سبز را چنين بيان ميكند:
سبز پــوشي به ز عــــلامـت زرد سبــــزي آمد بسرو بن درخود
رنگ سبزي صـــــلاح كشته بـود ســـبـــزي آرايش فرشته بود
جان بسبزي گرايد از هـمه چـــيز چشم روشن بـه سبزه گردد تيز
رستـنـي را بــسبزه آهــنگ است همه سرسبزي بدين رنگ است
رنگ لاجورد در نقاشي هاي مكتب ميناتوري هرات خصوصاً بخش تذهيب رنگ لاجورد را اساسي ترين رنگ ميدانند در اصطلاح نقاشي بنام ته رنگ ويا رنگ متن گفته مي شود رنگهاي ديگر منحيث جزئيات در روي متن كار مي شود در شعر حيران چنين آمده است :
قطعه ديگر بــــــخط لاجـــــورد كلك دبـيرش به قلم تازه كـرد
مملكت آباد زشه چــون عـــروس خائف ازآن باد فــرنگي و روس
دوش ازآن خــــطه افغانــــستان تازه زابر كــرمش جسم و جان
حيران از تركيب رنگ زرد وسبز كه دريك لوحه بكار مي رود علامه پيروزي ،برتري ، وموفقيت ميداند اينطور نظر خويشرا در قالب شعر منعكس مي سازد:
قسم ديگرنسخه همين فرد ساخت جدول او سبز خطش زرد ساخت
بود درآن نسخه زرد چـــوبه رنگ تابـــع شه باد ز روس و فــرنگ
رنگ آبين كه يكي از سه رنگ اصلي است بيان گر آبادي ، صلح وترقي آرامي به زيستي ميباشد حيران اين را باين گونه مي نماياند :
بارديـگر كــــرد قلم را بــــدست داد دبــــيران ديگر را شكست
كرد درآن نسخه آبـــين طـــــراز ملك مـلك دست به آمين دراز
مرحـمتي ساز خـــــــدايا بــشاه بــيرق او بگـزرد از مــهر و ماه
رنگ سفيد سمبول آزادي وصلح ميباشد حيران اين برداشت را به شعرش اين گونه انعكاس ميدهد :
قفل خـــرد را بگــــشاد از كلـيد بـــاز نـــوشت است بخط سفيد
خوب نظركن كه چه تدبـير كــرد خـــط خـوش وساده تحرير كرد
دست تضـــــرع بــــخـداوند گار چــشم اجـــابت بــــره انتـظار
فتــنه وآســــيب زشــــه دورباد مـــدعي دولت اوكــــــور بــاد
چشم جهانـرا كـه خـــــدا آفـريد بـــــهتر ازين شــاه ودبير نديد