top of page

- تاثيرحضرت ابوالمعاني بيدل برحيران :
بيدل خواني در ولايت غور ، بادغيس وهرات سابقه طولاني دارد حيران كه در هرات قضاوت داشته در آنجا بخشي از علوم را تحصيل كرده بود بولايت بادغيس سفر داشته وهم ازينكه بعضي واژه هاي هندي درآن راه يافته دانسته مي شود كه اشعار بيدل را بسيار خوانده اند واز آن در كار شعري اثر پذيرفته است واضحاً بعضي اوزان وتصاوير كه نسبتاً از بحور قليل الاستعمال است وحضرت بيدل غزلهاي غرائي درآن سروده است حيران چند بار بكار بسته واشعار خوبي در اين بحر آفريده است اما اثرات بيدل را در ابيات ديگري ازحيران نيز پيدا مي كنيم :
بـيدل اينطور مـــيفرمايد:
اي خيال قامـــتت آه ضعـيفان را عـصا بر رخـــت نـظاره ها را لـــــغزش از جوش صفا
حيران اين چنين ميگويد:
خــيال قامتت كـردم فغانم را عصاي شد تصــور كــرده ام با كاكُلت بر من بــلاي شد
تامل برجبين همچو خورشيد تو ميكردم دلم خون گشت وآنخون بركف دستم حناي شد
ويا - اي مـخـزن اســــرار ثـنائي تو دهن هـا جاســـوس بــــيان صـــفت تست سخن ها

ويا
آب از چشمم چوكم شد بعد ازين خون ميچكد
طرح گلشن ميكنم چـون اشك گلگون ميچكد

ويا - اي زمـــزمه فـــرساي ثـنائي تـو زبانـها گـــرديده ســـــــرا سميه شوق تو جنان ها
ويا - توقف چيست اي غافل بيا سامان رفتن كن اگـــر خـواهي رساني اين محامل در منازلها
ويا - لعل تــو سرخي از ورق پان گــرفته است يا آمده است لـعـل بـــدخشان به قـــندهار

بوضاحت ثابت ميشود كه حيران به شاعران بزرگ زبان فارسي دري بالاخص به حضرت بيدل عشق فراوان داشته هم چنين حكيم نظامي گنجوي را در مثنوي سرائي مقتداي خويش قرار داده است و در مجموع ازين سرچشمه هاي جاويدان شعر وهنر بهره ها جسته تاثيراتي را كه حيران از حكيم گنجوي پذيرفته است در همه مثنويات شان بخوبي متبارز است .

bottom of page