top of page

نمونه شعرازآخندملاعبدالباقی (مذنب) ازولسوالی تیوره ولایت غور
ندارداین جهان باکس وفائی:
زهرکس هست زورخسم جفائی
نده هیچ کس زوبهر مندی
فتاده سوی پست ازبلندی
گلی گرپروریده باغبانش
شده پژمرده ازبادخزانش
چوسردی پرورانی درزمینی
که گرددراست قدونازنینی
بآخربینی اش ازدورگردون
سرش برخاک پاازخاک بیرون
باتاسف همین چندمصرع بدستم رسیده

یکی دیگر ازعارفان بلندمرتبت عالم متجرویرمنزلت شاعرتوان مندوباقدرت حضرت میرسیدعلی شاه وغریب،معروف به آقای شهیدولد میرسیدعبدالعظیم ولدمیرسیدعبدالخالق آثم میباشد دیوان مکمل شعری داردتحت نام دیوان غریب تصویران این شاعربزرگ عارف نامداررامحترم عبدالحی فرح مندازولسوالی پسابندولایت غوربه کلک های معجزه آساوافتخارآفرینش ترسیم وتهیه نموده آستارپرمایه وقندرمندمحترم عبدالحی فرحمندبارسامی ونقاشی هایش باقلب هاسروروباچشمان نورمی بخشدعمرشان بسیاروبخت شان بیدارباد.
درین تصویرظرافت وزیبائی های زیادنهفته است توجه شمارادرآن جلب میدارم:

آقای غریب دیوان مکمل دارندتحت نام دیوان میرسیدعلی شاه غوری که بفرمایش آقای الحاج سیدزاده نواسه شان وباهتمام ارجمندسیدزاده الحاج ابوسعیدزلمی مسمی به چاپ رسیده این دیوان به ترتیب الف باازالف تا ی تدوین گردیده ودرآخردیوان مخمسات شان درج گردیده صفحه پشتی کتاب رازیوراین مجمع گردانیدم ویک شعرراازدیوان شان طورنمونه انتخاب ومتذکرمیگردم.
ازشکست یکدل آخرجمله دلهاشکست
شیشه های می بطاق گنبدحضراشکست
نشکندپای من شوریده کوشش کم نما
بشکنی آندم که گر بینی غقاشکست
برفریب نسیه نقدحصه خودباختی
ساغرامروزرابامستی فرداشکست
حیله فرعون ومکروکیداوخودراشکست
کی عصادست موسی ویدبیضاشکست
باغ امکان یک گل عناب پیداکرداو
زان سبب صدشیشه می اندرشب یلداشکست
عمرهاشدازدعاهای سحرشرمنده ام
تیرآهم خارشدآخربه پای ماشکست
صوفی وحدت مکیدوکشت کثرت جلوه کرد
موج شدتمثال تاائینه دلهاشکست
هرزه گوئی هامکن ارام شوساکت نشین
عشق دیدی قصروبام وامق وعذراشکست
ازفنابگذرفنامستی کندسربشکند
گردن منصوررادارفنافی هاشکست
نیستی گفتم غریبادرشکست نفس خویش
نفس اماره بزحمت پیکرماراشکست

bottom of page