top of page

| احسان بدخشانی |
ای فیسبوک، ویحک! بی ما چگونهای
با طنزهای هاتف و موسا چگونهای؟
یعقوب یافت قاتل فرزند خویش را؟
با کشفهای تازهی یسنا چگونهای؟
با لخته لختهی جگرش، ذرّه ذرّه سوخت...
حالا کنار لخت زلیخا چگونهای؟
سودی نداشت، فحش به محمود طرزیات؟
با غیبت ملکه ثریا چگونهای؟
پشت سرش دویدم و با خنده سوی او
لیلا سلام، دختر زیبا، چگونهای؟
ای کودک نشسته در اندوه دهمزنگ
شب تا سحر به سفرهی سرما چگونهای؟
بگذار چند لحظه به تاقی صداش را
با کاخهای مرمر دریا چگونهای؟
از من مپرس، در پُرِس روزگار سگ
امروز چون گذشته و فردا چگونهای؟
ای کابل عزیز کراوات پوش من!
با والیان پیر و مکلّا چگونهای؟
bottom of page

