
احمد سعیدی
محترم احمد سعیدی فرزند …، باشنده قریه یخن علیای تیوره ولایت غور است. وی خوشصوت، باجرأت، بشاش و ممتاز بوده و تخلص «سعیدی» را برای خود برگزید. طی یک سال در مکتب، تمامی منسوبین ولایت (معلم لیسه، آمر مکتب، مدیر معارف و والی) او را شناختند. احمد سعیدی شاگردی جسور، باهوش، پرحرف، خوشاخلاق و سنجیده بود و در برابر نابسامانیها عکسالعمل نشان میداد.
پس از ختم تحصیل، سعیدی معلم شد و سالهای بعد به کابل آمد، زمانی رئیس ناحیه اول شهر کابل گردید و همیشه در کارهایش موفق بود. وی در غم و شادی همه کسانی که او را میشناختند حضور مییافت و با آنها همکاری میکرد. چند سال به عنوان دیپلومات در قونسولگری افغانستان در پشاور خدمت نمود و شناخت دقیق از اوضاع پاکستان پیدا کرد.
وی انسانی اجتماعی، متواضع، مردمدوست، خوشبین، بلندهمت و پراگمانیست است. وحدت ملی، حاکمیت قانون، محو فساد و نفرت از نفاق شعار اوست و با تمام مناطق کشور آشنایی و صمیمیت دیرینه دارد.
**نمونه اشعار:**
> ای ما ه من بیا که به بستان گذرکنیم
> پائیز شد به باغ و گلستان سفر کنیم
> برزیر نقش گنبد نیلوفرزمین
> سبزینهها زرنج زمستان خبر کنیم
> از گردش زمانه و ز عمر زود گذر
> بر آبهای سینهُ دریا نظر کنیم
> ای فصل گستران توخزانی پرندخویش
> باحله حله وار نه گرد نژند خویش
> با چلچراغ زنده شبان سحردمی
> در دیروده کده بنمانی گزند خویش
> باری به افتخار شهیدان قرن بیست
> آری ز خود رهیده جهان را دگر کنیم
> با پیر شهر گوی که جانانم آرزوست
> کوهپایههای کشور افغانم آرزوست
> کار مردان روشنی و گرمی است
> کار دونان حیله و بیشرمی است
**تاریخ:** عقرب ۱۳۸۸
**مکان:** کابل، افغانستان




.png)