top of page

احمد صدیق حیا
الحاج احمد صدیق فرزند سردار عبدالعزیز خان حیرت به تاریخ ۱۳۰۱ ه ش در مرکز تیوره ولایت غور متولد شد. تعلیمات ابتدایی را در مکاتب غور و هرات آموخته و در سال ۱۳۱۶ از لیسه حبیبیه کابل فارغ شد و بحیث مامور در وزارت‌های خارجه، شهرسازی، معادن و صنایع کارکرد. وی در ولایات هرات، غزنی، کابل و بغلان نیز اجرای وظیفه نموده است. اشعارش بیشتر جنبه‌های عشقی، اجتماعی، تصوفی و دینی داشته و آثار اشعار و مقالاتش در روزنامه‌های مختلف به نشر رسیده است.

زبیکاری نداری عار آخر
بکن فکری برای کار آخر
شود تا معدن سیم و طلا کشف
بدست آور فنون بسیار آخر
بچشم کم مبین عزم جوان را
که بشگافد دل کوهسار آخر
اگر اجرا نگردد کار مردم
چه سود از چوکی و در بار آخر
تملق کن که تا کارت شود خوب
شوی برجملگی سردار آخر
نگردد تاجلوگیری ز قاچاق
شود کشور ذلیل و خوار آخر
نماید سینه را پردود و تاریک
گذر از سگرت و سیگار آخر
ز نسوار دهن دائم حذر کن
دهانت می‌شود مردار آخر
چوقدر نیست شعر و شاعری را
چه لازم گفتن اشعار آخر
اگر کردار نبود ای برادر
چه حاصل زین قدر گفتار آخر
مگر بانگ جرس یاسور محشر
ز خواب مان کند بیدار آخر
اگر گویم (حیا) حرف حقیقت
روم دائم بپای دار آخر

bottom of page