top of page

اگر چه در نظر خلق، قهرمان هستم
ولی، شکسته‌ترین شاعر جهان هستم

سکوتِ ممتدِ مخروبه‌های دور از شهر
صدای خنده‌ی غمگینِ شاعران هستم

خراب کرده جدایی مرا و در بندم
زمینِ سوخته‌ام، بغضِ آسمان هستم

پرنده می‌پرد اما درخت هر گزنه
درختِ کوچکِ بی‌بار و ناتوان هستم

درونِ پیرِ مرا جز خودم ندیده کسی
چه فرق دارد اگر ظاهرن جوان هستم

دوباره می‌رسد از راه روزِ رنج‌آور
دلم گرفته از این شام و بدگمان هستم

الیاس صبوری صمدیار

bottom of page