
تـولی فقیری
محترم انجینیر تـولی فقیری، فرزند محترم عبدالقابض فایق و ولد محمد رسول، در سال ۱۳۶۷ ه.ش در مرکز ولسوالی تولک در یک خانواده علمدوست و ادبپرور به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و علوم دینی را نزد علمای برجسته و به ویژه مامای خود، محترم ملا محمد هاشیم، و کاکای گرامیاش، محترم مولوی عبدالفتاح فرا گرفت. همچنین، مضامین علمی و ساینسی را نزد کاکای محترماش، عبدالوارث فقیری، آموخت و در ادامه دورههای آموزشی و برنامههای کامپیوتر و زبان انگلیسی را در ولایت هرات به شکل اختصاصی گذراند.
در سال ۱۳۸۱ شامل صنف هفتم لیسه سید عبدالله علوی تولک شد و در سال ۱۳۸۶ از صنف دوازدهم همان لیسه با درجه عالی فارغ گردید. پس از موفقیت در امتحان کانکور، با کسب نمرات عالی، در فاکولته انجینری پوهنتون هرات پذیرفته شد و در سال ۱۳۹۱ از دیپارتمنت سیول فاکولته انجینری این پوهنتون فارغ گردید.
انجینیر فقیری در موسساتی چون CHA و شرکتهایی مثل تابش امید و برادران دولتیاری در تولک، ساغر و دیگر مناطق ولایت غور ایفای وظیفه نموده و مدتی نیز به عنوان مدیر دارالمعلمین عالی خصوصی منار جام فعالیت کرده است.
وی علاوه بر فعالیتهای علمی و اجرایی، علاقه خاصی به شعر و شاعری دارد و اشعار روان و دلپذیر میسراید. بیشتر آثارش تحت تأثیر شاعران بزرگی چون رهی معیری و فروغ فرخزاد است و اشعار ایشان به زبان دری، ساده و در عین حال پر احساس است.
نمونههایی از اشعار تولی فقیری:
**نمونه ۱:**
من از خود هرچه میگویم یقین است
ولی غمهایمن افزونتر زاین است
شکایت میکنم هر دم زاین دهر
ولی رسم زمانه این چنین است
ندارم تاب تحریرش به نثری
رجوع باشعر یکدم اینچنین است
خدایا! رحم کن بر من همیشه
رهـم دوراست و گرگان در کمین است
چرا رنجیدی ای دل از فقیری
که شاید خیر تو هم در همین است
**نمونه ۲:**
شب است و من نمیدانم که مهتابم کجا باشد
کنار رود نیلی رنگ یا بین سما باشد
روان باشم، دوان باشم که یابم نازنینم را
یگانه آرزو این است که با من هر کجا باشد
هنوز این قلب بیمـارم تپان باشد برای او
جمال آن پری پیکر به درد من دوا باشد
ازین نامهظربانیها بیا بگذـر عزیز من
نمیخواهم فقیری را که با غم مبتلا باشد
تولی فقیری با این اشعار، احساسات عمیق، غمها و عشقهای درونی خود را به زیبایی در قالب شعر بیان کرده و همزمان با فعالیتهای علمی و اجرایی، نقشی برجسته در حفظ و ترویج ادب و فرهنگ محلی دارد.




.png)