
حبذا گویم به وصف آن اخی با وقار
آنکه کرده جان خود را در رهی دانش نثار
نام وی باشد تسلی و «فقیری» در لقب
لیک در فهم و تفکر هست مستغنی تبار
دایماً مصروف تعلیم و تعلم در علوم
عشق و دانش در دل و اندر زبان او شعار
کار وی باشد همیشه خدمت علم و ادب
نیست جز سعی و عمل چیزی دگر او را به کار
در مضامین و فنون عصر خود ممتاز ولیک
ویژه در شعر و ادب دارد تمایل بیشمار
زین سبب بسته کمر در خدمت اهل ادب
گشته او از بهر هر یک روز و شب خدمتگزار
از ادیبان و سخندانان غور باستان
کرده اینک جمعشان را در کتابی اختیار
پس بیا بنگر تو با چشم بصیرت این کتاب
گشته تدوین از برای اهل فن این دیار
بلبلان بوستان میهن غور عزیز
ذکرشان اینجا بود چون عندلیب شاخسار
گر همیخواهی شوی همگام این خیل ادب
در کتاب پیش رویت کن نظر را برقرار
تا بیابی هر یکی را بحر کامل در ادب
غوطهور شو تا به دست آری تو دُری زین بحار
ذکرشان باشد در اینجا با نسب هم با لقب
شمهای ز آثارشان را هم بیابی در کنار
پس بیا تا صاحب مجموعه را تحسین کنیم
کز سر اخلاص گرد آورد و کرده انتشار
دارم این تقریظ را تقدیم اخی با ادب
اجر آن را مسئلت دارم ز فضل کردگار
آرزو دارد «صمیما» با فقیری مستدام
همقرین با نعمت و اندر سعادت استوار




.png)