top of page

| راضیه بارکزی |

ترا به کابلِ قبل از قشونِ سرخ قسم،
به کابلی که هوای جهاد و جنگ نداشت،
به مردمی که به نامِ دفاعِ شخصی‌شان
میان خانه و پس‌خانه‌شان تفنگ نداشت.

ترا به حرمتِ روزی که انقلاب شود،
به صبحِ آزادی، به شادیانهٔ مکتب،
به قندهار قسم…
آری،
به قندهار قسم…
به قندهارِ زمانی که مهدِ شادی بود
و درگهِ رنسانس…
به زرغونه، به ملالی، به کبرا سوگند…

میانِ زرغون‌چشمانِ خود پناهم ده،
بمان که بینِ دو بازویِ استوارِ تنت
به یادِ آن موعود
هزار نقشهٔ خودکامگی بیندازم.

بمان که سنگرم آیینهٔ کلاه تو باشد،
امیدِ آخرِ من رازق و سپاه تو باشد.

از آسمانِ تو فریادِ سرکشی بدر آید،
شبِ سیاهِ وطن با طلوعِ تو سحر آید.

بمان که مؤمنِ درگاهِ لایزالِ تو باشم،
بمان که کابلِ تو
یا که
قندهارِ تو باشم…!

bottom of page