
سید سليمان سعيد
سید سليمان، متخلص به سعيد، فرزند مرحوم منشي سید محمد پور حيران، از قریه خواجههای ولسوالی تولک ولایت غور است و فعلاً ساکن قریه قلعه فولاد مرکز تولک میباشد. وی عضو شورای ولسوالی تولک بوده و شخصیتی جوان، مستعد و اهل فرهنگ است. خانواده او نیز همگی شاعران بودهاند و او نیز با اثر تحت عنوان «مجبوریت»، که دوستانش او را بر آن واداشتند، این قطعه شعر را سرود.
نمونه کلام
شنیدم بعضی ها گوید به هربار
که مرگ آسان نباشد سخت و دشوار
بگوید بعضی مرگ هرگز نداریم
چرا از ترس او از عیش مانیم
ز مرگ و گور خود غافل چرایی
ز دام مکر کی باشد رهایی
مرا سودا دیگر شد نمایان
به یاد مرگ افتادم پریشان
خیالاتم چنان شرمنده باشم
کفن بردوش حیران دلخراشم
به خود گفتم روم در قبر تنها
که ظلمت خانه باشد گور بر ما
غبار مرگ چشمانت بگیرد
بماند دیده ها از زور و قوت
هر آن چرک که ظاهر در بدن بود
صفا سازد ترا غسالهها زود
لباس فاخر و زیبا که بودت
ز تو ماند تو مانی در ندامت
درون قبر تنها میگذارند
بر آن کرمان گورت میسپارند
ببین آن همسری زیبای خود را
به هر مشکل ترا میبود همراه
ولی از مرده تو ترس دارد
در آن لحظه ترا تنها گذارد
اگر اعمال بد داری تو با خویش
ترا صد مار و عقرب میزند نیش
تو اندر گور باکلفت گرفتار
ز بهرحال مال تو جنگجال بسیار
ز دست دوستان کاری نیاید
بیا بیدار شو از خواب غفلت
تمام پول و ثروتهای بی حد
کجا مانع تواند مرگ تو رد
ضیاء قبر باشد نور قرآن
در آن ظلمت بکار آید یقین دان
کمر بربند بر طاعت الله
تلاوت کن تو قرآن گاه و بیگاه
هرآنچه زنده جان اندر زمین است
بر این خاک زمین آخر دفین است
بکن فکری که تو هرگز نمانی
از این ویران سرا آخر روانی
به قرآن این خبر گفته خدایم
که آخر این جهان ویران نمایم
هرآنچه میتوان قرآن بخوانی
بجا آور پشیمانی نداری
مرامطلب درین دفتر همان است
که آغاز سخن با افغانان است
شراب تلخ او خواهد بنوشی
برآید از نهاد تو خروشی
به قرآن نیز این واقع بیان است
برای علما همه عیان است
الهی این سعیدی ناپسند است
امیدم اینکه عفو تو بلند است
---




.png)