top of page

سید شراف الدین
مرحوم سید شراف الدین فرزند سید بابو مشهور به آقای سفید، تاریخ تولد و وفات‌شان دقیقاً معلوم نیست و اینقدر معلومات در دست است که در قریه ســیب زارک مربوط بغرستان جواجه، یکی از قریه‌های دور افتاده ولسوالی تولک ولایت غور، زندگی عادی خود را سپری می‌کرده و شخصیت اجتماعی بوده، دعاخوانی داشته و گاهی شعر هم می‌سروده‌اند. اینک نمونه کلام‌شان، اشعاری که مردم محل خودیشان به او نسبت داده‌اند، طور نمونه یادآور گردیدم.

قطعه شعری که در مورد زمستان سروده‌اند:
زمستان را چو پتلون داره لایق
عصا از چوب زیتون داره لایق
جراب و پیتوه همراه دستکش
یکا یک مثل لیلون داره لایق
به پوشش سرجی‌های خوب و اعلا
به قیمت‌های افزون داره لایق
به گردی کوه و صحرا مثل مجنون
تماشاهای گردون داره لایق
بیا لیلا که عمرم می‌گذرد
تسلی قلب پُر خون داره لایق

---

حبیبا حال افگاره ببینید
چو قلب زار و خونباره ببینید
برفته از سرم تا موس و تیر ماه
زمستان برف بی‌سیاره ببینید
نمانده روغن و قر و تت به خانه
سیر و کهای سرشاره ببینید

bottom of page