top of page

بی‌تابی
نشسته‌ام به ره دل که خون‌شدن آید
امید خانه‌به‌دو‌شی به سوی من آید
از آرزو چه بگویم که در بساط تمیز
قمار ماه و ستاره به باختن آید
طلسم بسمل مطلب ز شش‌جهت پیداست
مباد رنگ نَفَس‌پا به پر زدن آید
به زیر پا فکَند فرش سرخ چرخ فلک
ببین چگونه سپندم به سوختن آید
دماغ فطرت شوخ آشیان‌برانداز است
صدف به شوق گهر آب در دهن آید
رموز مصر تمنا چه جستجو داری؟
هزار سینه شود خون که پیرهن آید
طراوتی به گل بوستان نمی‌بینم
در این بساط حوادث به تاختن آید
محیط آبله از موج نسخه‌ها دارد
خزان به آینه‌کاری این چمن آید
به این ادا که گهر می‌کشی به تار سخن
“سنا” نشاط در آغوش انجمن آید

سنا

bottom of page