top of page

عبدالقابض فایق
محترم عبدالقابض فایق فقیری فرزند ملا محمد رسول ولدیت فقیرمحمد در سال ۱۳۴۰ ه ش در قریه صحرایک ولسوالی تولک ولایت غور در یک خانواده علم دوست و هنرپرور چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در غور سپری نموده و در سال ۱۳۵۸ به خدمت عسکری سوق داده شد و دوره عسکری را در ولایات غور، هرات، کابل، میدان شهر، ننگرهار و کنرهار سپری نمود. بعد از آن بحیث مسئول رادیو ریلی در بخش مخابرات دولتی مصروف خدمت گردید و در سال ۱۳۶۱ جهت فراگیری تحصیلات نظامی از طریق بورسیه های دولتی عازم شهر نیوچرکسک در ولایت رستوف کشوری روسیه گردید و بعد از برگشت به کشور به حیث قوماندان امنیه ولسوالی تولک مقرر شد و بعد از چند سال به اثر تحولات موجوده که دامانگیر همه افغانها شد ایشان مدت چند سال خانه نشین بودند و بعدآ بحیث سرمعلم مکتب درودی جواجه ایفای وظیفه مینمودند و پس از آن دوباره به صفوف پولیس افغانستان پیوسته و وظیفه ایمانی و وجدانی خویش را که خدمت به وطن است به پیش میبرند و فعلا بحیث جندر حقوق بشر در بخش پولیس مردمی در مرکز ولایت غور مصروف خدمت میباشند. علاقمندی خاص به مطالعه کتب داشته کتابهای داستانی، تاریخی و ادبیات را بیشتر مطالعه می کنند و در شعر و شاعری نیز تا حدی دسترسی داشته و اشعار روان میسرایند و همچنان در قسمت جمع آوری اشعار شاعران محیط نیز نقش اساسی داشته و در این اواخر اشعار چند تن از شاعران را گرد آوری و به زیور چاپ آراسته نموده اند که همین کتاب بزم محل نیز توسط ایشان اساس گذاری گردیده است و تحقیقات نخستین این کتاب را ایشان نموده اند. اینک نمونه کلام موصوف:

تورا زلف سیاه کج وار شد کج
مرا از عشق آن گفتار شد کج
تورا کج گشته ابروی کمانت
مرا از دیدنش دیدار شد کج
تورا میم دهان گردیده شیرین
مرا شیرینی اندر کار شد کج
تورا صورت بود همچون یگانه
مرا بوس و کنار یار شد کج
تورا بوده است گفتار های شیرین
مرا شیرینی دلدار شد کج
تورا شیرین زبانی بود لایق
مرا دیدن بود دیدار شد کج
تورا چون کج روی افتاد بر من
مرا هم دم به دم هر کار شد کج
تورا دید است فایق با نزاکت
نزاکت های نا هنجار شد کج

مرام جنون به غم ها آفریدن
تورا باشوروغوغا آفریدن
مرا چون ورقه اندر دشت و کوهسار
تورا گلشاه دنیا آفریدن
مرا مانند وامق عز روزاری
تورا مانند عزرا آفریدن
مرا مانند فرهاد تیشه بر سر
تورا شیرین در اینجا آفریدن
مرا حافظ بود با شعر شیرین
تورا ترک هویدا آفریدن
مرا چون زخم ها در دل عزیز است
تورا نازک به دنیا آفریدن
مرا همچون جلالی با غریبی
تورا با موی سیاه آفریدن
مرا با عشق تو خوشنام کردند
تورا گفتار با ما آفریدن
مرا فایق به توصیف تو باشد
تورا لیلی دنیا آفریدن

تورا موی سیاه دربار لایق
مرا قول و غزل گفتار لایق
تورا ابروی کج پیوسته یارم
مرا دیدار آن هر بار لایق
تورا چشمان می رنگ است زیبا
مرا می درسری هر کار لایق
تورا مژگان خنجر هست مقبول
مرا از خطرش دیدار لایق
تورا بینی به مانند قلم راست
مرا توصیف آن بی‌سیا لایق
تورا چون قد به مانند چناری
که فایق را بود زینهار لایق

به نسبت واقعه ۱۳۶۳ تولک سروده شده مورخ ۱۵/۲/۱۳۷۴
به عبدالقابض ام کردند مسما
تخلص فایقم گردید همرا
سکونت هست مرا اندر سرایک
به اقوام و به خویشانم یکجا
چنان گویم من از این دار فانی
پدر رحلت نمود بادار عقبـا
که مادر هم به سیزده شست و سوم
شهید گشته به بمبارد از روسها
که کردم من وداع با اهل و اولاد
و با نوزده نفر از فامیل ما
همگی غرق اندر خون بودند
که دست ظالمین گردیده بالا
برفت از نزد ما دوستان و یاران
همه مدفون به تولک هست یکجا
که بر قبر های شان سنگ های مرمر
به سنگ مرمری ثبت است نام ها
که هر کس مرکز تولک ببیند
به شرق مرکز است جای شهیدا
کنم من داد و بیداد از جدایی
مرا رنج به سر افتاده همرا
زما هست این دعا هر صبح و شام
به این غمخواری ماندیم تنها
تو ای فایق به این روز انتظار باش
که گردی با شهیدانت تو همرا

bottom of page