top of page

عبدالله میری

محترم عبدالله میری فرزند خیرمحمد ولـدیــت نورمحمد در سال 1335 در قریه تهاب ولسوالی تولک ولایت غور متولد گردیده و مدت 20 سال است که شعر می‌سراید، ایشان اگر چه بی‌سواد هستند با آن هم طبع شعر داشته، تمام اشعار شان را در حافظه خود ثبت نموده‌اند و شاعری باریک‌اندیش و ساده‌گوئی است اما واقعیت‌ها را به زبان شعر آورده، اینک نمونه کلام:

مناجات با درگاه قاضی الحاجات

عذر دارم من به پیشت یا اله
عذر من این است عفوم کن گناه

ما ز اول خاک و آخر خاک شویم
مشت خاکی را بدادی دست و پا

کی تواند بنده شکر نعمتت
سروگوش دادی و دیگر عضوها

عمر من آخر شده بارم گران
من به حال خود بگریم سال و ماه

عذر دارم من به پیشت یا کریم
موی سفید دارم و روی سیاه

عالمان گوید به مهشر گاه شناسائی شود
یا الهی مر نکن انگشت نما

یا الهی تو آسان کن راه پل
من به دوزخ نروم به سرو پا

میری ام غرق گناه هم یا اله
کمترین امت مصطفی

الهی فضل تو پایان نداره
اگرچه گناه‌هایم صد هزاره

یکی را داده عقل و کمالی
یکی نفهم چون طفل گهواره

یکی را داده اقبال بسیار
یکی کم‌بخت و مسکین و آواره

یکی را داده اولاد نیکو
یکی از دست نااهل خون می‌خواره

یکی بانان خشک به راه گله گاو
یکی در شب گوشت و برنج می‌خواره

یکی عرق‌ریز پای پیاده
یکی دم راست با موتور سواره

یکی شب را به طاعت می‌گذارد
یکی ششته به پای فیلم ماهواره

الهی حکمتت را خودمیدانی
به عقل بنده گنجایش ندارد

نکردم عملی نیکی خدایا!
میری به لطف تو امیدواره

بخوان میری نماز بی‌ریارا
به پاکی یاد کن هر دم خدا را

رد از نماز بنشین روبه قبله
درود بگو محمد مصطفی را

بکن عزرخوده پیش خداوند
خدایا عفو کن گناه مارا

بترس از لحد و از گور تاریک
الهی روشنی کن قبر مارا

بیاید دو ملک نکیر و منکر
بنام خود ببر زبان مارا

خدای با حضور الحمدلله
من از دندان‌ها معزور الحمدلله

نمی‌توانم بخورم نان چنان
فتادم به قلور الحمدلله

به گوش‌ها کم شنوم ای برادر
به هر دو چشم کور الحمدلله

یقین دارم که صد سال زنده باشم
آخر جایم به گور الحمدلله

همین تن ضعیف عاجزی من
نصیب مارومور الحمدلله

ز خوف مرگ و از ترس قیامت
کباب به تنور الحمدلله

تخلص میری ام جایم به تهاب
به ولایت غور الحمدلله

bottom of page