
عزیزه عنایت درولسوالی اندخوی مربوط ولایت فاریاب پا به عرصۀ وجود گذاشته است
پدرش محمد کریم ولد مرزا همراه نسبت و ظیفۀ افسری درکابل متوطن میگردد که موصوفه
نیز در کابل بزرگ شده و تحصیلاتش را در کابل بپایان رساینده است.
خانم عنایت مدت 25 سال درادارۀ دولت کارکرده که ده سال اخیرماموریتش را به حیث مدیر
عمومی سوانح، وزارت آب برق آن زمان اجرای وظیفه نموده است.
از سال 1355 هجری شمسی به سرودن شعرمیپردازد که از آنزمان تاکنون اشعارش
درروزنامه ها، مجلات وسایت های افغانستان درخارج و داخل کشور منتشر میگردد.
وی علاوه از نوشتن شعر، داستان و مقاله هم مینویسد.
ازخانم عنایت تاکنون ده مجموعه های شعری، داستان ومقالات بنام های: (سیرزندگی – فروغ
سحر- اند وه غریبان – دخت غروب – مرد اسیر- گلچینی اشعارازعزیزه عنایت) شام نیلی و
دخت شفق که شامل دوصد رباعی ودو بیتی میباشد (نگین راز) (اشعارترجمه به زبان هالندی)
بچاپ رسیده و بدسترس علاقه مندان شعرقرار گرفته است.
سه مجموعۀ دیگر شعری شامل یکصدو بیست پارچه غزلیات، یکصد وهفتادو پنج دوبیتی ورباعی
مجموعۀ مقالات نیز آمادۀ چاپ دارد که بخواست خداوند دراین اواخراقبال چاپ خواهند یافت.
موصوف ازسال 2007 با سایت های آریایی، جام غور، مشعل، وطندار، سایت 24 ساعت،
بامداد، صلح آزادی و دموکرسی عدالت اجتماعی طلوع خورشید نیزهمکاری قلمی داشته است.
عزیزه عنایت ازسال 1364 – الی 1371 هجری شمسی افتخارشاگردی مرحوم جناب
عبدالحمید اسیر مشهور به قندی آغا، بیدل شناس معروف کشور را نیز دارد.
همچنان متصدی صفحۀ (زنان سخنور و نامدار) افغانستان درمجلۀ بانو نیز میباشد.
وی در سال 1372 هجری شمسی نظر به شرایط نامساعد، کشورش را ترک وپناهندۀ
کشور هالند گردیده که تاکنون درآن جا بسر میبرد و بعد از آموختن زبان هالندی ازسال
2005 میلادی به بعد، بحیث آموزگار در مکاتب متوسطه، درکشور هالند به زبان هالندی
درس کلتوری افغانستان را تدریس میکرد که دراین مدت در محافل و شبهای شعراز نهادها،
انجمن ها و سایت های افغانستان تا کنون پنجاه و هشت تقدیر نامه، تندیس حضرت بیدل، تندیس
حضرت مولانا و از بزرگان دیگر ادب را از آن خود کرده است.
همچنان عضو مجمع دانشمندان، عضو هیت مدیره همایش اروپایی زنان افغانستان هم میباشد. وی دارای دو پسر و دو دختر میباشد که آنان فارغان فاکولتۀ های ادبیات وانجنیری میباشند.
بانو عنایت اکنون در کنار سایر مصروفیت ها، عضویت شورای موسسان (رهبری) بنیاد جهانی سخن گستران سبزمنش را از نشانی کشور هالند بدست آورده است و متعهد به کارهای فرهنگی بزرگ در سطح جهان میباشد.
کاش میشد درهوایت بال و پر میداشتم
یا خیال ترک گلزارت به سر میداشتم
کاش در جولانگه عشقت مرا آرام بود
یک دل فارغ ز اندوه و شرر میداشتم
خلوت شبهای من پیچیده در گرداب غم
شاد میشد دل، شبی را چون سحر میداشتم
کاروان عمر با خود آرزو ها میبرد
کاش نخل آرزو را پر ثمر میداشتم
با تپیدن های دل حاصل نشد مقصود ما
میشد از آه دل و اشکم اثر میداشتم
گوشۀ دامان «عزیزه» پر ز اشک احمر است
کاش جز عشقش به سر شور دگر میداشتم




.png)