top of page

اگرچه در تنِ خود، قبرهایی بی‌بدن دارد
خدا را شکر، این تن لااقل گور و کفن دارد!

تن و تن‌هایِ تنهایِ زیادی در دلش حبس‌اند
که قبرستانِ زن، جمعیتی در پیرهن دارد

اگر گورِ خودش را می‌کَنَد، غم باعث و بانی‌ست
چه اقبالی! همیشه در تنش صد گورکن دارد

دلش می‌سوزد از این که به جایِ قلب در سینه
دکانی بی‌چراغ و ورشکسته بینِ تن دارد

در و دیوارهاش از پنجره، از دردِدل خالی‌ست
کسی که در وجودش زخم‌هایی بی‌دهن دارد

اگر در چشم‌هایش ردِّ شادی را نمی‌بینید...
اگر اقبالِ او در کشوری دیگر وطن دارد...

ولی این زن برایِ صخره‌هایِ خسته و ویران
به جایِ شانه‌هایِ سست و لرزان، «ناروَن» دارد

#فریبا_حیدری
#شعر_امروز_افغانستان

bottom of page