
به جواب تغریظ محترم استاد مولوی شمعون «صمیم»
وطن اشعار زیبایت بنازم
سخندانان دانایت بنازم
سلام من بود آن شاعران را
تمام مسلمین اندر جهان را
نوشتند شعرهای نغز بسیار
سلیس و ساده آمد طرز گفتار
«صمیما» را سلام آن مرد نیکو
تواضعپیشه و با مهر و خوشخو
بنازم این همه تاب و توانت
به ابیات خوش و طبع روانت
تو از اهل قلم خوش یاد کردی
عجایب کار را بنیاد کردی
که بودند جمله از جمع ادیبان
همه در زیر خاک گردیده پنهان
از آنها هیچ کس نامی نبرده
تماماً در فراموشی سپرده
اول از «پور حیرانت» خبر نیست
«فقیری» و «وزیری» را اثر نیست
دیگر بوده «غمین» بس توانا
به شعر و شاعری بسیار دانا
«ملنگ» آبشکن «هجری» و «واصف»
«حمیدی» و «امین» «خالو» و «خائف»
«لبیب» و «مستمند» و «ساغری»ها
«عزیزی» و «حزین» و هم «شکیبا»
«عدیم» و «عندلیب» «حیران» «خیالی»
که بوده هر یکی را شعر عالی
«حقیری» «خستهدل» «دیوانهمشرب»
که داشتند هر یکی بسیار مطلب
«فرید» و «فایق» و «عنقا» و «طالب»
که دارند هر یکی اشعار جالب
«سعیدی» و «سعید» و «دولتی»ها
بود اشعارشان نغز و دلآرا
که «فضل» و «اعتصام» از عندلیبان
و هم بودند سخنسنج و سخندان
«وفا» و «نادم» و «فرهنگ» و «شیری»
«موحد» با «فکوری» و «اسیری»
سراجالدین «سراج» «مجروح» و «داعی»
«ژنی» «مهجوره» و «صمصام» و «لاحی»
«صبوری» «ساقی» و «قدسی» و «شایق»
که هر یک را سخن بسیار لایق
چه شد «حیا» و «دانش» با «یگانه»
کجا رفته است «جبلی» زمانه
ز عبدالله «ملنگ» دیگر اثر نیست
امید ما از ایشان جز هنر نیست
«ندا» و «نیکنظر» «میری» و «شیدا»
«سلام» و «حمزه» و «مشفق» و «پویا»
که بوده «سرحدی» مشغول دیدار
منار جام را با جمله آثار
ز «مجروح» و «کلیم» «نوری» و «جانی»
«منیژه» با «سلیمی» پاسبانی
کجا شد «مشعل» و «پروانه» تو
سلیم «مست» و هم مستانه تو
همه سرگرم چون «بلبل» به گفتار
ترانه مینوشتند، گاهی اشعار
یقین چون «غوریان» پیدا نمیشه
کسی «خرسند» و هم «شیدا» نمیشه
به مثل سید «سیدفقیرشاه» و چو «دهزاد»
هزار سال دیگر پیدا نمیشه
به تولک هست دیاری نازنینم
بهشت من همان روی زمینم
به دور شمع چون پروانهٔ تو
«فقیری» گشته است دیوانه تو
که بودن شاعران دانا و با فهم
سخن کن مختصر (والله اعلم)
تسلی «فقیری»
حوت ۱۳۹۷ – شهر هرات




.png)