
فیروز احمد کلیم
محترم فیروز احمد کلیم فرزند محمد ولدیت خیرمحمد درسال 1371 درقریه تلوک ولسوالی تولک ولایت غور متولد گردیده است ودرسال 1378 شامل مکتب متوسطه کادرو گردید وتا صنف نهم را درآنجا سپری نمود بعدآ شامل لیسه سید عبدالله علوی گردید ودر سال 1391 از صنف دوازدهم این لیسه فارغ گردید، شعرهایش همگی از استحکام ومتانت خاص برخوردار بوده وبه سبب جوش عاشقانه اش از دوازده سالگی به سرودن شعر آغاز نموده است که مجموعه شعری شان قرار است به این زودی ها به چاپ برسد ایشان دارای اخلاق نیک بوده ودر خواندن اشعار وبلاغت کلام بی نظیر اند اینک نمونه کلام شان که درمورد بهار سروده اند
نشاط و شادمانی در بهار است صدای نغمه خوانی دربهار است
چه خوش بوییست ازطرف بهاران صفای کامرانی در بهار است
خروش بلبل خوشخوان بشنو که عیش زندگانی در بهار است
همه دشت وصحرا با گل هم آغوش نوایی دلستانی دربهار است
دلم بگرفته از فصل های دیگر که وقت خوش خرامی دربهار است
بیا ای نازنین درباغ و بوستان همه عیش جوانی در بهار است
ز لذت بهاران هرچه گویم جلای دار فانی در بهار است
کلیم برخیز از خواب زمستان که نور عارفانی در بهار است
غریق عشق
درین دنیا دوای درد من نیست غریق عشقم وبوی ختن نیست
بریز باده به کام من نگارا که از عشقت مرا میل چمن نیست
ز میخانه ندا آمد که ای دوست درین دنیا کسی با علم وفن نیست
روان گشتم که یابم آن صدا را به میخانه دیدم پیر کهن نیست
شدم حیران وباخود درتفکر فنای عشق را حاجت کفن نیست
ز حال خسته ام کس نیست آگاه مرا دردی بجز درد وطن نیست
شرر انداخت عشق حق به جانم بغیر از یاد حق فکری بمن نیست
من آن رندی بی نام ونشانم ز رنج یار رحم در بدن نیست
کلیم در گوشه بنشین خاموش که از عشق محبت هیچ سخن نیست




.png)