top of page

محترم غلام رسول امینی
محترم غلام رسول امینی فرزند ملا نجمان، متولد پنج قوس سال ۱۳۴۶ ه ش در قریه گزک چهارراه ولسوالی تولک ولایت غور، انسانی اجتماعی، خوش‌خلق و شاعری نخبه بود. وی به تقلید از پدرش به سرودن شعر پرداخت و دو پسر به نام‌های عبدالعزیز و غلام فاروق داشت که هم‌اکنون متعلم مکتب هستند. اشعار ایشان به ویژه در قالب اشعار عرفانی، اخلاقی و اجتماعی بسیار ارزشمند و دلنشین هستند و برخی از آثارشان به صورت مخمس و با مضامین صوفیانه و عشق به طبیعت سروده شده‌اند.

نمونه‌ای از اشعار ایشان:

---

### اشعار عرفانی و حمد

حمـد وثنا بر احدی بی نیاز
شکر خـدارا که بدیدیم باز
بعد چنین مدت عمر دراز
پرچم عرفان به فضا شد فراز
ظـلمت شب رفت و دیگر روز شد
نور به ظلمت همه پیروز شد

---

### مخمس صوفیانه

رفتم به چمن تا که بگیرم خبری گل
تا دست زدم خپ‌خپکی در کمر گل
شـبنم که فروریخت زهر برگ تری گل
ناگاه خبردارشـد آن پیره‌گری گل
شد جنگ میان من و بلبل به سری گل

آمد به میان بحث و شقاق من و بلبل
تا خورد بهم چوب چماق من و بلبل
پیچیده بکوه صوت تیاق من و بلبل
گلچین چو خبر شد زنفاق من و بلبل
آمد زمیان برد نهان تشت زری گل

---

### شعر عاشقانه و دل‌نشین

دلـم بردی ز تو دل برنگیرم
چه سازم گرترا دلبر نگیرم
خورد با سر دو صد سنگ ملامت
سر از خاک دریتو برنگیرم
قسـم باغنچه تنگ دهانت
بجز لعل لبت ساغر نگیرم
ز باغ مهر و آغوش محبت
نصیبم این بود که بر نگیرم

---

### اشعار اجتماعی و انتقادی

من جز خدا ز غیر میل کمک ندارم
اندیشه هیچگاه از بیش و کمک ندارم
تا صد بگو پیامم با دوستان جانی
با هیچ کس عزیزان کرم و کجک ندارم
شد خرمن امیدم مخلوط کاه و دانه
پالایش ارنمایم چهار شاخ و چک ندارم

---

bottom of page