
محمد حیران
مرحوم ملا محمد فرزند حاجی ملا مصطفی، ولد ملا رسول، ولد ملا حبیتالله، ولد درویش؛ باشنده اصلی قریه سنگخلق ولسوالی تولک ولایت غور، متولد سال ۱۳۰۰ هـ ش و متوفی در سال ۱۳۷۳ هـ ش بودند.
وی شخصیتی مهربان، بردبار و حلیم داشت. خودش و پدرش هر دو اهل طریقت بودند و ارتباطات شان به پیران پرچمن میرسید. موصوف شغل امامت و دعاخوانی داشتند.
از ایشان یک مجموعه شعری تحت نام «دیوان حیران» به چاپ رسیده است. در اینجا نمونهای از کلام موصوف آورده میشود:
ای دل غمدیده از حال پریشان غم مخور
درد را درمان رسد ای مرد نادان غم مخور
هان مشو غافل ز پاداش عمل ای جان من
نیک و بد را در جزای آیات قرآن غم مخور
گر پشیمان میشوی از کردههای خویشتن
فضل حق همراه شود دشواری آسان غم مخور
فرض حق را گر ادا سازی به ذوق و شوق دل
کامل ایمان تویی از خوف ایمان غم مخور
گردش دوران تو را کرده حزین و دلفگار
دایماً یکسان نماند حال دوران غم مخور
هر سحر بیدار شو با ذکر حق جان پدر
بهره از حق میرسد با صبحخیزان غم مخور
عمر را ضایع مکن با جمع دنیا ای اخی
مال و زر با تو نماند ای مسلمان غم مخور
نیست ناامیدی ز فضل آن کریم مستعان
توبه کن از صدق دل از جرم عصیان غم مخور
گر گناه بسیار کردی از شماره بیعدد
دفعش استغفار باشد از گناهان غم مخور
نفس شیطان روز و شب اندر کمینه ای اخی
چشم دل روشن بود از مکر شیطان غم مخور
خالق رزاق عالم بر تو و اولاد تو
میدهد از ناله و آه یتیمان غم مخور
نان و جای و فرش داده حق به تو مرد غنی
میرسد مهمان تو باشی شاد و خندان غم مخور
صدقه دادن دافع درد و بلا باشد یقین
رحم و شفقت گر نمایی با فقیران غم مخور
ای محمد تو شه فردا ترا صدق یقین
گر نداری مال دنیا مرد «حیران» غم مخور
نعت رسول اکرم ﷺ
ضمیرم یا حبیب حق به سویت یا رسولالله
ز عشاقان مشتاقم به رویت یا رسولالله
شبی در خواب من آید جمال خورشید آرایت
مشامم مست میگردد ز بویت یا رسولالله
همیشه آرزو دارم به سیر یثرب و بطحا
اقامتگاه من باشد به کویت یا رسولالله
به چشم سر ببینم روضه جنت مآبت را
یقین دان زنده میگردم به هویت یا رسولالله
ز شوق دل کنم فریاد و افغان با سحر جاری
بنوشم قطرهای از آب جویت یا رسولالله
مقام و مسکنم باشد به قرب روضه انوار
منم عاشق به اخلاق نکویت یا رسولالله
«حزین» بینوا با روز محشر آرزو دارد
نظر اندازی به سویش به مویت یا رسولالله
مخمس
الهی فیض ثانی ده به قرآن
زبانم درفشانی ده به قرآن
هزاران نکتهدانی ده به قرآن
به من فهم معانی ده به قرآن
لقای جاودانی ده به قرآن
ز قرآن قلب کورم را ضیا کن
مرا با عصمت قرآن پناه کن
ز شر نفس شیطانم رها کن
مریض رنج عصیان را شفا کن
ز اسرار معانی ده به قرآن
ضیاء آسمان شمع زمین است
امام و پیشوای سالکین است
هدایتبخش تقوا و یقین است
شفا با جمله رنج مؤمنین است
به قلبم زندگانی ده به قرآن
ز شوق خواندنش مستانه باشم
ز سودای جهان بیگانه باشم
ز خشم مخلوقان دیوانه باشم
مقیم کلبه ویرانه باشم
مرا عطر یمانی ده به قرآن
الهی کن به این دنیا قرینم
درون قبر باشد همنشینم
صراط آید چراغ نور دینم
ز نورش هشت جنت را ببینم
به فردوسش عیانی ده به قرآن
منور کن قلوبم را ز نورش
مزین کن زبانم از سرورش
گذر از نار دوزخ از غیورش
به جنت داخل حور و قصورش
سلام از حق نشانی ده به قرآن
ز بیم نار دوزخ دل کبابم
خداوندا ز خوفش کن حجابم
اگرچه غافلم این دم به خوابم
میان اهل جنت کن مآبم
وقار کامرانی ده به قرآن
الهی حرمت صوم و صلاتم
بده توفیق با عشر و زکاتم
ز شوق کعبه با روز مماتم
نظر با مؤمنان زین مشکلاتم
ازین غوغا امانی ده به قرآن
خداوندا به روز رستخیزم
نباشد قدرت گفت و ستیزم
نباشد هیچ امکان گریزم
شفیعم نور قرآن عزیزم
«حزین» را شادمانی ده به قرآن
مناجات به درگاه قاضیالحاجات
شرمنده طاعتم خدایا
با خوف ملامتم خدایا
با اشک ندامتم خدایا
محتاج عنایتم خدایا
از فسق و فجور با گدازم
حیران شدهام چه چاره سازم
با خالق خویش با نیازم
بنمای هدایتم خدایا
از هول صراط و بیم محشر
از وزن و ترازوی برابر
از عدل خدای حی داور
یابنده شفقتم خدایا
از گرمی آفتاب آن روز
از بیم جهنم جهانسوز
یک شعله ز قلب من برافروز
از فیض کرامتم خدایا
با موقف محشر ایستاده
صف صف ز ده امتان زیاده
با رهبر خویش رو نهاده
با شافع امتم خدایا
با مجموع انبیا و مرسل
با امت خویشتن مکلل
از جمله محمد است افضل
با ختم رسالتم خدایا
هم عاجز و دردمند و زارم
از شر زمانه بیقرارم
از مسکن خویشتن فرارم
رحم تو به فرصتم خدایا
ای صانع من ز قدرت خود
یارب به پناه عصمت خود
بنواز مرا به رحمت خود
از فتنه آفتم خدایا
هم پیرم و دلفگار و رنجور
نامم به «محمد» است مشهور
از عاجز خود دعایش منظور
منگر به قباحتم خدایا




.png)