
«خائف»
مرحوم حاجی مولوی غوثالدین برزری متخلص به «خائف» از شاعران و عارفان نامدار ولایت غور بود. سال دقیق تولد ایشان معلوم نیست؛ اما در سال ۱۳۳۳ هجری قمری در منطقهٔ پرچمن مربوط ولایت غور درگذشتند.
موصوف علوم متداول دینی را نزد علمای وقت فرا گرفتند. چون اهل طریقت و تصوف بودند، به سلسلهٔ خلفای عثمانیه پیوستند. ایشان شاعری توانا و صاحب آثار ارزشمند بودند.
از جمله آثار وی میتوان به این کتابها اشاره کرد:
سراجالطریقت
احسنالمقاصد
مکارمالاخلاق
دیوان غزلیات
در ادامه، نمونهای از کلام این شاعر عارف آورده میشود:
نمونهٔ کلام
رسید تا به دل از غیب بوی نام خدا
پرید مرغ دل و جان به سوی نام خدا
محب اسم خدا آشنا به ذات خداست
رساندت به خدا آرزوی نام خدا
حیات سرمدی یابد دلی که مینوشد
به هر صباح شرابی ز جوی نام خدا
ز ابر رحمت او فیض و نور میبارد
به مجلسی که بود گفتوگوی نام خدا
ولیّ حق شود آنکس که دارد از سر شوق
مرام در دل خود جستوجوی نام خدا
خلاص گشته ز تقلید و ظن و استدلال
دلی که یافت به شب شستوشوی نام خدا
وصال حق طلبی، خائف، از خودی بگذر
بنشین به صافدلی روبهروی نام خدا
غزل
ز وصف روی آن دلبر دلم مسرور میگردد
ز استقبال رویش خاک ما کافور میگردد
ز عکس روی خود گر ذره بر عالم اندازد
جهان یکسر به چشم ما پری و حور میگردد
ز روی مرحمت گر یک نظر بر عاجزان بیند
عملها جمله مسرور و گنه مغفور میگردد
بیا جانا که بیرویت مرا قند و شکر زهر است
به کامم آب شیرین بیتو تلخ و شور میگردد
دل خائف که ویران است، کن از یک نظر آباد
که از یک گوشهٔ چشمت جهان معمور میگردد
قطعهای با عنوان «ملک غور»
هست از تأثیر نامت یا الهی نیست شک
چون ملک ارواح پاکان را پریدن بر فلک
ذاکران از ذکر دل یابند شوق از حد برون
گرچه اندر ابتدا لیسند سنگ بینمک
آن یکی در چاه غفلت بسته پا و خشکلب
وان دگر از ذکر حق سباح دریا چون سمک
هر که با صبر و انابت رنج طاعت را کشید
توتیای دیده سازد خاک پایش را ملک
یا الهی از طفیل دوستان خود به من
رحم فرما تا شود از نامهٔ من جرم حک
چون نظر از جود داری بر کمینان بیشتر
هستم ای شه پیش خود من از کمینان کمترک
از برای جستوجویت بارها از ملک غور
درگذشتم با دل پرخون ز دریای اتک
راه من دور است، مرکب لنگ و بارم بس گران
از کرم کن حل مشکلهای خائف یک به یک




.png)