top of page

غلام نبی ساقی

محترم استاد غلام نبی ساقی، فرزند نصرالله سرحدی، متولد سال ۱۳۵۶ در ولسوالی دولتیار ولایت غور است. ایشان جوانی توانا، با اخلاق نیک و پسندیده، و استاد مدبر می‌باشند. غلام نبی ساقی فارغ‌التحصیل دانشکده ادبیات کابل است و در حوزه شعر، طنز و قصه‌نویسی آثار زیبا و جالب خلق کرده‌اند.

در یکی از سمینارهای مدیران مکاتب، با ایشان دیدار کردم و علاقه‌مند شدم تا اشعارشان را انتخاب کرده و در این مجموعه شعری درج کنم. وی از کتاب «دقیقه نود» و قصه «فیروز کوه» یادآوری نمود و هم‌چنین اشعار و رباعیات جوانان غور را گردآوری کرده است.

نمونه کلام

غزل‌های یخ زده

> تاکی نصیب ماست محل‌های یخزده
> نوروز و عید و ثور و حمل‌های یخزده
> مردم میان برف و غم و یاد می‌تپند
> با سینه‌های تنگ و بغل‌های یخزده

> گویا که بسته است از امروز تا ابد
> تقدیرهای شوم ازل‌های یخزده
> بایان پیر خسته نشسته میان برف
> با شانه‌های شیب و کوتل‌های یخزده

> شیخی به پای منبری بازور می‌فروخت
> اندیشه‌های تلخ و عمل‌های یخ زده
> ماییم و انزوا و چنین شهر منجمد
> با بام‌های برفی و نل‌های یخزده

> پلک قشنگ دختری بار سفید داشت
> از دانه‌های سرد عسل‌های یخزده
> ساقی کنار پنجره بیهوده می‌نوشت
> بر شیشه‌های بسته غزل‌های یخزده

به نقل از کتاب «دقیقه ۹۰»

> وقتی تو نیستی چه کنم پایتخت را
> ثانیه‌های لعنتی تلخ و سخت را
> اینجا میان دود به دوزخ سپرده‌اند
> پروانه و بهشت و بهارو درخت را

> آری! به قول حافظ شیراز هرچه زود
> بیرون کشید باید ازین ورطه رخت را
> فردا بیاد دامن باین رها کنم
> غوغای شهر کابل و دود و دلخت را

### اشعار محلی و دلنشین

> کمنج و غوک و غورقندت به دل مه
> مناک و منگ و لر وندت به دل مه
> زکاسی تا به او شان تا به گلدان
> ای روی بند و او روی بندت به دل مه

> در بین دو بند دلربا دولتیار
> گهواره ما، خانه ما دولتیار
> صد شاخه هریرود ز تو سیراب شده
> ای دشت پراز فرشته‌ها دولتیار

bottom of page