top of page

پير م وصال يار ميسر نميشود

وقت خزان بهار ميسر نميشود

بيكار م اينكه شعر و غزل را سروده ام

در اين ديار كار ميسر. نميشود

اندر قمار عمر ريا بيشتر. شده

پاكى درين قمار. ميسر. نميشود

زين گلشن هر كى يك گل زيبا گرفت و رفت

بر ما گياه و خار ميسر. نميشود

از شش جهت محاصره استم بدست غم

يك درب بر فرار ميسر نميشود

بى طالع ام ظفر كه بر ايم درين جهان

جز درد و انتظار ميسر. نميشود

bottom of page