top of page

تا خنده می‌کنی و دلم شاد می‌شود
با عشق کهنه سینه‌ام آباد می‌شود

تو خنده می‌کنی و اندرون سینه‌ام
میِ مست و از شراب تو معتاد می‌شود

با دیدن تو قلب منم شعله‌ور شود
چیزی شبیه ساعقه ایجاد می‌شود

لب می‌گشایی و که به من چیزی گفتی‌ی
دیوار عشق و عاطفه بنیاد می‌شود

تندیس عاشقانه برایم نداده‌اند
با تو دلم ز دغدغه آزاد می‌شود

هجران یوسفی

bottom of page