top of page

حرف نیکومرکسان را قوت جان میشود

قوت جسم زینت جان زیب ایمان میشود

می شود پربارباغ دشت ودامان از تلاش

پرطراوت با شمیم ازعطر ریحان میشود

می شمارد نبض دل پیمان نیکودر مکان

فرحت خاطرهمینست دیده حیران میشود

دیده حیرانست زحیرانی چه دارد مرزدید

انچه دارد بهره اش ازبود انسان میشود

بیش مضمون سخن ازبس سخنگو زمان

حرف نیکو درسخن والا و پرشان میشود

گرسخن بی سنجش وبایاوه گوی شدقرین

گرسخن بیهوده گفتی دشمن جان میشود


نیک آموخت آن یکی ازپیردانا (باســـــلا)

گر سخن دانسته گوی نقد هرخوان میشود

bottom of page