top of page

زمین
آبستن انفجار است
انباشته از
انزجار

آرامش
در هیچ روزنه‌ای نمی‌گنجد
و آزادی
در خشت های دیوار تاریخ
سکوت کرده است

قانون
واژه های سرگردان متنی‌ست
که در بطن کتاب ها
تبعید را
تجربه می‌کند

جزیره ها
با کارگران جنسی به کار می‌افتند
از جنس کودک
و رگ غیرت هیچ توفانی
در خشم فروخفته‌ی دریا
نمی‌جنبد
حتا آب از آب تکان نمی‌خورد

هنوز هم مردمان
رهبران شان را
از خاکستر زباله های ایدیولوژی
باز سازی می‌کنند

و تنها
و تنها
زن ها
گناهکاران محکوم به سکوت‌اند
در شیشه های محرک جمجمه های سرشار از خالی

نیلوفر ظهوری راعون

bottom of page