

شعری از نادم
یار را گفتم مرنجان این دل دیوانه را این دل دیوانه جوید عتبه میخانه را در خمار عشق رویت می گذارد روز وشب از دو چشم میفروشد پرنما پیمانه را...


درگذشت قهار عاصی
از جلگه نور و علف با چشمه ساران آمدی ای ابر نوروزی من لبریز باران آمدی از عشق و ابریشم به من سوغات محمل بسته ای با کاروانی یک قلم سبز و...


نجیب آگاه
|نجیب آگاه| من همان گنگی که یک خوابِ پریشان دیدهاست نیمهشب ناگاه خود را در خیابان دیدهاست کوچه را گم کرده از تعجیل، خود را ناگهان- -در...


یادی کنیم از خواجه شیراز
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که عرض شَعبده با اهل راز کرد ساقی بیا که...





.png)














































