top of page

در سرت تاج به عمرک بنهاد است الهی
بر همه خلق نمود است چون توتیمی شاهی
در گذشتی تو ز بابا و ز مادر ای دوست
ما گذشتیم ز وعده تو بی شک باوفائی
چه شود گر ز سر لطف وکرم ای شاهم
یک شبی گر بمنی بی سرو پا رخ بنمائی
عمر ها شده که دل من شده بیمار و حزین
زار در بستر خویشم بکن ای دوست تداوی
تلخ گردیده بمن لذت دنیای دنی
ای دوست مرا ده تو کزین غمها رهائی
گر به بخشند به «مهجوره» همه جنات نعیم
جز بدیدار تو ای دوست نداریم رضائی

bottom of page