هرچند که غرق با گناهم
با رحمت تو در پناهم
از امر خدای خویش غافل
زین عمر گذاشته ام چه حاصل
آن نور دو چشم من چه ها کرد
با محنت و غم مرا فنا کرد
چون سوخت تمام استخوانم
از صحبت خود مرا جدا کرد
از جانب دوست من ننالم
صد شکر کنم چنین خدا کرد
گر سر ببُری به تیغ تیزم
از راه وفایت بر نخیزم