top of page

لیلی غزل

🍃🌸|لیلی غزل|🌸🍃


جهان دور گلوی آرزویم تار پیچیده

به فاز دشمنی تکرار در تکرار پیچیده


جهان دور گلویم مثل فتوای جناب شیخ

به جرم عشق تو، محکم تناب دار پیچیده


تنم را تنگ در برگیر، زیرا این زنِ تنها

شده عمری که بی‌تو در تن آوار پیچیده


دلِ من فاریاب و کابل و بلخ و بدخشان است

که در دستانِ اوضاعِ فلاکت‌بار پیچیده


میان بسترم، اما نمی‌آید جنابِ خواب

درون چشم‌هایم لحظه‌ی «دیدار» پیچیده


من از تو راه برگشتی ندارم، خوب می‌دانی

غم عشق تو در مغز سرم انگار پیچیده


گلم هستی ولیکن قسمت بی‌حاصلم، این‌ست

که در دور تنت اغیار را چون خار پیچیده


سرم را می‌برد با خود خیالت، کوچه‌های بلخ

تنم را دودِ آهِ حضرت سیگار پیچیده


 
 
 

Comments


bottom of page