مشعل و سیر هنر در پرتو آن
- نویسنده: مدیر سایت

- Sep 25, 2023
- 6 min read
مشعل و سیر هنر در پرتو آن !
شادروان استاد محمد سعید (مشعل) شخصیت بی نظیر هنر مینیاتور قرن چهارده کشور بود. که ذره ذره وجود و لحظه لحظه حیاتش منعکس و معرف نبوغ ذاتی و فردی او بود. مشعل در هنر مینیاتور،نقاشی،تذهیب،طراحی،هیکل تراشی،کچبری،منبت کاری و خاتم کاری دست کمال و تمام داشت،نویسنده و شاعر توانا بود مطالعه و معلومات کافی از تاریخ،معادن و مزارات کشور داشت سوار کار ماهر، شکاروموسیقی را دوست میداشت ،کلام شیرین و طبع لطیف داشت ،مجلس معنوی و حرف های حکیمانه اش در خاطرهر شنونده و بیننده اش آرامش و دلنوازی میکرد. استاد در سال 1292 در قریه نیلی ولسوالی تیوره ولایت غور در یک فامیل منور،متدین و صاحب نام چشم به جهان گشود و به تاریخ 10دلو 1376 به عمر 84 سالگی در شهر هرات چشم از این خانه آباد بی بنیاد بست و در ضلع شمال غربی آرامگاه امام فخرالدین رازی در بستر خاک آرمید.
*
فضای خانواده عالم،هنرمند و ذوق ذاتی و طبیعت زیبا و تاریخی غور مبدا ظهور و نبوغ هنررا در مشعل تجلی ساخت، استاد در جریان حیات هنری وظایف چون مجلس سنا،معاون خزانه مرکزی،حاکم جوند غور،گلران و کهسان هرات،ریس بلد یه هرات،ریس انجمن ادبی و مدیر قلم مخصوص ولایت هرات را به عهده داشت. ازآثار بجامانده هنری استاد یکی خانه هرات (سالون ولایت) در سال 1366 کارش آغاز شد که در دیوارها دروازه ها سردروازه ها سقف سالون و ستون های آن تذهیب ،نقاشی،کچبری،چوب بری،نقوش واق و ترنج ها کارشده بود.کتیبه های ديوارهاى سالون ازمناجات خواجه عبدالله انصاری (رح) تحريرشده، در قسمت جنوب غرب صالون داخل دو قوس بزرگ طاق نما در یکی نمای خیابان هرات ازدامنه کوه سید عبدالله مختار (رح) شروع و تا قریه زیارت گاه ، صدها عمارات شامل مصلا ، مدارس ، كتابخانه ها،مناره ها و دیگراماکن تاریخی و فرهنگی دوره درخشان حکمرانی تیموریان را نمایش میدهد و مولانا عبدالرحمن جامی،امیر علی شیر نوایی و سلطان حسین بایقرا سواره اسپ جهت رسیدگی و نظارت امور شهردرحال گشت نشان میدهد . طاق دیگر مینار جام ،کوه های سر بفلک و طبیعت زیبای غور وسلطان غیاث الدین غوری را سواره اسپ در آن سرزمین به معرض دید قرار داده است. تمثال بی مثال 2/3 متره نقاشی شده خواحه صاحب انصار(رح )و تعداد 12 قطعه تابلو های نفیس مینیاتوری استاد که به دیوار شرقی و قسماً دیوار شمال و جنوب صالون نصب شده بود زیبایی و صفا خاص به این مجموعه هنری بخشیده بود. کچبری محراب خانه زمستانی مسجد جامع بزرگ هرات که با مجموعه نقوش ظریف و زیبا کار شده بر جاست.
سال های چند که هنر تحریم و به فراموشی سپرده شده بود و انگشت های اکثر جوان های وطن به ماشه تفنگ بود در دهه هفتاد استاد به جمع آوری تعداد کثیری از جوانان و قرار دادن برس موهک به انگشتان شان در کانون مکتب اصیل هنری هرات به تربیه گرفت، زحمات و تلاش های بیدریغانه حیات هنری اوست که تا حال در پرتو مشعل نبض این هنر زنده بوده ارزش و استقبال روز افزون بخود گرفته و تعداد زیاد شاگردانش در افغانستان و كشورهای دیگر فعالیت هنری دارند که اکثر اساتید مستعد و مجرب پوهنحٔی هنرهای پوهنتون هرات که دست آوردهای هنری شان قابل تمجید و ستایش است آموخته گان مکتب مشعل میباشند، تاًسیس لیسه مسلکی هنری استاد کمال الدین بهزاد یکی از دست آورد هایش که سابقه بیش از ۶۰ سال دارد و اکنون نیز با فعالیت های چشمگیر هنری گسترش صنوف و کثرت شاگردانش از لیسه های مطرح و فعال هنری هرات میباشد، در سال ۱۳۵۷ زمانیکه چانس و تو فیق شاگردی آموزش هنر نزد استاد نصیبم شد و کارگاه هنری استاد در تعمیر گرحٔندوی جنب کتابحانه عامه قرار داشت استاد کار تذهیب قرآن مجید را که اندازه ۵۰/۷۰ سانتی متر داشت روی دست داشتند و استاد شهیر مرحوم استاد محمد علی عطار هروی خط آنرا مینوشتند چندین سال بعد در باره آن قرآن شریف از استاد سوال نمودم و گفتند: دوستی دارم که فعلاً در امریکا مقیم است زمانی به من یاری رسانده بود و آن داشته ارزشمند را برایش یادگاری دادم،
در زمان اشغال هرات توسط طالبان باری چند استاد به من یاد می کردند که برو کوزه که به خانه جهاد روان کردم خبری بگیر، می گویند شکسته اند یا به دره کوه انداخته اند، چهار اسپ که در حوض پارک گلها طراحی کرده بودم آنها را دیدم که شکسته اند، می گویند که تمثال خواجه صاحب انصار را در خانه هرات طالبان پاره کردند، تابلو هایم را بردند (واق) های کارشده دروازه ها را پاک نمودند صورت های خیالی جامی صاحب، امیر علی شیر نوایی،سلطان حسین بایقرا و سلطان غیاث الدین غوری که سواره اسپ بالای چوب نقش شده بود طالبان شکسته اند، میتوانی رفته به من احوالی بیاری؟؟؟ در دل میگفتم خدایا! چی گونه واقعیت و چشم دید خود را با گفته های استاد تایید نمایم کسیکه تمام عمر عزیز خود را مخلصانه فدای زنده نگهداشتن فرهنگ هنر وتاریخ کشور و تربیه اولاد آن صرف نموده و واپسین روزهای حیات خود را میگذراند خاطر ظریف و دل ملولش را آزرده بیش از این کنم ؟ در جواب گفتم چنین گپها نیست و استاد گفتند: از تو تجربه و شناخت بیشتر دارم و این مردم را می شناسم ، بار دیگری در جریان احوال پرسی استاد گفتند: بچه ها و خانواده همه خوب می باشند فقط من خود را کفن نموده به خاک کردم . گیچ شدم و گفتم چی میگویید استاد؟؟؟ در جوابم گفتند: کتابخانه غنی و آثار هنری ارزشمندی که در خانه ام در محله وردک ها بود در اوایل انقلاب ثور بمبارد و مشت خاکستر بجاماند نگار خانه بهزاد در زمان ظاهر شاه در قلعه اختیارالدین کار کرده بودم بعد از سرقت اشیای تاریخی آن خانه توسط یک جرنیل آتش زده و تخریب گردید آثار هنری خانه هرات را طالبان قسماً تخریب کردند و از دیگر برخورد های ظالمانه زمان و عناصر سنگدل آن یادآور شده گفتند در این روزهای پایانی عمر که دل، دست و چشم توان کار ندارد حاصل عمرم چندانه تابلوی که خط خطک کرده بودم به من مانده بادیدن آنها ایام گذشته را می جویم و روز های تار رابه شب ظلمت به سر می کنم چند روز پیش طالبان به عکاس خانه ها ریختند عکس ها را پاره و حریق نمودند می ترسم که ظالمان بسراغم بیایند باقیمانده حاصل عمر و رشته های جانم را از بین ببرند، جانم آنهاست! پس آنها را کفن و دفن نمودم در جایی که به توهم نمیگویم.
سفله گان را نزندچرخ چو نیکان بر سنگ
محک سیم و زر از برمس و آهن نیست
جریان ۴۲ سال جنگ، پیامد های زیان بار همه جانبه بر تمام ملت و میهن ما به جا گذاشت، مخصوصاً فرزانه گان، عالمان و هنر مندان مستعد و متعهد مارا بیشتر متاثر ساخت و مشعل نیزبا تخریب خانه و آثارش، کوچیدن از جایی به جایی، تحریم هنر،خانه نشینی و بیکاری سال های آخرعمرش عرصه چرخ حیات روزانه را بر او تنگ کرده بود ولی! بزرگان را این تحولات و تعاملات حساب نیست، چنانچه در سال۱۳۶۷ لیز دوسد ژورنالست رادیو تلویزون بی بی سی و باقر معین سر دبیر بخش فارسی آن استاد به حضور پذیرفتند در ختم مصاحبه و تهیه گزارش لیز دوسد خواهش مکررداشت تا دو سه تابلوی خود را استاد در بدل قیمت دلخواه برایش بفروشند و استاد تا پایان از او معذرت خواستند و من در دل می گفتم بابا این ها را فروخته دو سه سال را در رفاه بهتر به سر کنید، ده روزخود را زحمت داده جای خالی اش را پرکنید. ولی آنهایکه خرد، کمالات و معنا جلوه گر وجود و پرتو سیر حیاتشان است با ماده همگرایی نداشته و زیستن در کم و بیش حساب عام است نه خاص!
تابلو های که استاد سختی های زمان را کشید و داشتن آنهارا ترجیع می داد از فضای وحشت و ظالمانه که به گفته خودش آنها را کفن و دفن نموده بود نجات داد همان تابلو ها را مرحوم محمد شعیب مشعل پسر استاد جهت غنامندی نگارستان ملی هرات سال 1382به آنجا تقدیم نمود و چندین بار سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ محافل که در آنجا تدویر می یافت دیده شد که تابلو های استاد در پشت محل سخنرانی بر روی زمین و تکیه بر دیوار از آثار پر بار آن محافل بی محتوای خود را زینت می بخشند، بدون شک استاد می دانست که لیز دوسد آثارش را در یکی از موزه های انگلیس برده و گذشت زمان بر ارزش و قیمت آن می افزاید این را نمی دانست که در دیار خودش این خطهٔ فرهنگ و تاریخ باستان از قاب نمودن آثارش که باشد از کو بیدن یک میخ و نصب بر دیوار و حفظ مختصر از آنها دریغ می کنند، برماست که اگر از اعتلا و ارتقای فرهنگ و تاریخ خود عاجز هستیم لااقل در این زمان اساس و بحرانی که جنگ و مداخلات اجانب که بیشتر از دستبرد و تخریب منابع تاریخی و فرهنگی بر بی هویت کردن و پراکنده گی ما سود می برند از آن همه گنجینه های عظیم و کهن که مختصر چیزی بر بساط است حفظ و نگهبانی نموده تا رسالت تاریخی ما حفظ، ادای دین و قدردانی بزرگان شده باشد.
روحت شاد و جنت برین مکانت باد.
سید محمد عمر ١٠ دلو١٣٩٢
واق: کلمه اصطلاحی هنری است که نقش حیوانات با ترنج ها، اسلیمی ها، دهن اژدر و طناب ها هنری طراحی میشود






.png)



Comments