داغ داریم
داغ داریم نه داغی که بر ان اخم کنیم
مرگمان باد که شکواییه از زخم کنیم
مرد ان است که از نسل سیاوش باشد
«عاشقی شیوه ی مردان بلا کش باشد"
چندقرن است که زخمی متوالی دارند
از کویر امدهها بغض سفالی دارند
بنویسید گلو های شما راه بهشت
بنویسید مرا شهر مراخشت به خشت…
…بنويسيد زنـی مُرد كه زنبيل نداشت
پسری زير زمين بود و پدر بيل نداشت
بنويسيد كه با عطر وضو آوردند
نعش دلدار مرا لای پتــو آوردند
زلفها گرچه پر از خاک و لبش گرچه كبود
“دوش میآمد و رخساره بر افروخته بود
بنويسيد غـــم و خشت و تگرگ آمده بود
از در و پنجره ها ضجـــهی مرگ آمده بود…
…مرد هم زیر غم زلزله ای می شکند
زیر بارغم شهرم جگرم می سوزد
به خدا بال و پرم بال و پرم میسوزد
مثل مرغی شده ام در قفسی از اتش
ها چه قدر این وان ور بپرم می سوزد
یاد نارنج و حناهای نکوبیده بخیر
توی این شهر پر از دود سرم می سوزد
چاره ای نیست گلم قسمت من هم این است
حامد عسکری








Comments