زندگی نامه الحاج سیدمحمدرفیق نادم
- نویسنده: مدیر سایت

- Mar 27
- 5 min read
زندگینامه الحاج سیدمحمدرفیق نادم
سیدمحمدرفیق نادم در سال ۱۳۲۱ هـ.ش در خانوادهای متدیّن، اهل فضل و هنر، و در خاندانی سرشار از ذوق شعر، نویسندگی و عرفان دیده به جهان گشود. وی در آوان کودکی، همچون سایر اطفال، آموزش خویش را در مکتبهای خانگی آغاز نمود و تا آن زمان که به فراگیری زبان عربی توفیق یافت، نزد ملای مسجد و نیز کاکای مرحوم خویش، سیدغیاثالدین، به تحصیل علم و تمرین خوشنویسی پرداخت.
سپس به مدرسه عالیقدر استاد فرزانه، مولوی سیدفقیرشاه آغا، بهصورت لیلیه شامل گردید. در آن روزگار، معیشت طلاب عمدتاً به همّت مردم تأمین میشد و خوراک ایشان غالباً به نان خشک محدود بود. وی کتب مولوی عبدالرحمن جامی را در حوزههای نحو و تفسیر، نزد استاد دیگرش، خطیب صاحب سیدمحمد مظهر آغا—که در مسجد پدر مرحومش تدریس مینمود—آغاز کرد و به توصیه استاد خویش، مولوی سیدفقیرشاه آغا، در زمره شاگردان ایشان درآمد.
پس از مدتی، مولوی سیدفقیرشاه آغا به قریه پایبید، مربوط علاقهداری فرسی (که اکنون از ولسوالیهای ولایت هرات است)، عزیمت نمود. سیدمحمدرفیق نادم نیز، با وفاداری تمام، مصاحبت و ملازمت استاد خویش را ترک نگفت و همراه وی به آن دیار رفت. در آنجا، بر اثر همنشینی با یکی از مقتدیان اهل فرسی، شوق شعر و شاعری در نهادش شعلهور گردید و همزمان به مطالعه کتاب «توضیح و تلویح» در علم اصول پرداخت.
او در این دوره، علوم مختلفی چون صرف، نحو، فقه، تفسیر، حدیث، عقاید، منطق، حکمت، فرائض و دیگر دانشهای متداول دینی را فراگرفت. اما در میانه این مسیر علمی، به بیماری دچار شد و مدتی از ادامه تحصیل بازماند و در منزل به استراحت پرداخت. پس از بهبودی، رهسپار محضر عالم متبحر و نامدار، مولوی صاحب ملا محمد—از قریه شورآب کبوترخان ولسوالی تولک ولایت غور—گردید و بار دیگر به تحصیل و نیز تمرین خوشنویسی همت گماشت تا آنکه دوره تحصیلش در همانجا به پایان رسید، هرچند تحصیلات عالی وی بهگونه کامل تکمیل نگردید.
پس از ترک آن کانون علم و دانش، علاقه به خدمت دولتی و یاریرسانی به همنوعان در وجودش قوت گرفت. در همان زمان، والی ولایت غور، محمدحنیفخان، توجه ویژهای به جذب افراد بومی—حتی با تحصیلات خصوصی—در مناصب دولتی داشت، بهویژه کسانی که دارای نفوذ اجتماعی و مورد اعتماد مردم بودند. پدر سیدمحمدرفیق، که پیشتر در امور دولتی ایفای وظیفه کرده بود و نیز پدرکلانش که منصب قضاوت داشت، سبب جلب توجه والی گردیدند.
در زمستان سال ۱۳۴۰ هـ.ش، والی مذکور از طریق تلفن از پدر وی درخواست نمود تا او را جهت تقرر به فیروزکوه (چغچران)، مرکز ولایت غور، اعزام نماید. بدینترتیب، در ماه حمل سال ۱۳۴۱، سیدمحمدرفیق نادم همراه با مرحوم سیدعبدالرزاق—خزانهدار ولسوالی تولک—رهسپار فیروزکوه گردید. بهطور اتفاقی، والی نیز که عازم ولسوالی شهرک بود، با ایشان دیدار نمود و وی را بهعنوان محرر محکمه ولسوالی شهرک، در رتبه سیزدهم، که نخستین رتبه رسمی محسوب میشد، مقرر کرد.
وی در تاریخ ۱۸/۱/۱۳۴۱، در سن ۲۰ سالگی، رسماً به وظیفه آغاز نمود. در آن زمان، محمدآصفخان از ولایت لغمان بهعنوان ولسوال و فیضمحمدخان از ولسوالی رامک ولایت غزنی بهعنوان قاضی ولسوالی شهرک ایفای وظیفه میکردند. والی برای قاضی توصیه رهنمایی و برای ولسوال توصیه همکاری در قبال وی صادر نمود.
سیدمحمدرفیق نادم با بهرهگیری از استعداد خدادادی و توان علمی خویش، بهسرعت در امور اداری مهارت یافت و حتی در مسائل قضایی نیز تسلط پیدا کرد. وی همزمان با انجام وظایف اداری، نزد قاضی فیضمحمدخان به فراگیری علوم و نیز فن تحریر اسناد و مکاتیب رسمی پرداخت.
در سال ۱۳۴۳ هـ.ش، بهمنظور انجام خدمت عسکری، از وظیفه منفک گردید؛ اما اعزام وی تحت عنوان «دیپوی پرسونل» به حالت تعلیق درآمد. در این مدت، نزدیک به یک سال به شغل آزاد دکانداری مشغول بود. سپس بار دیگر به طلب علم برخاست و رهسپار ولایت هرات شد و در قریه سیاوشان ولسوالی گذره، نزد مولوی ملا نوراحمد به تحصیل ادامه داد، تا آنکه به خدمت عسکری سوق داده شد.
در سال ۱۳۴۶ هـ.ش، به خدمت عسکری در مرکز حفظ و مراقبت لین غربی—واقع در هوتل غیزان (که بعدها به هوتل هرات و اکنون به مدرسه حضرت عمر فاروق شهرت دارد)—تعیین گردید و در تاریخ ۱۶/۹/۱۳۴۷ هـ.ش ترخیص حاصل نمود.
در تاریخ ۲۲ میزان ۱۳۴۸، در انتخابات دوره سیزدهم ولسیجرگه، با کسب ۱۵۳ رأی، بهعنوان وکیل منتخب مردم ولایت غور برگزیده شد. وی علیرغم دشواریها و ناملایمات نظام وقت، فعالیتهای ارزندهای انجام داد؛ از جمله مکاتبه با وزارتخانهها، جلب کمکهای غذایی برای مردم محروم—بهویژه در خشکسالی سال ۱۳۵۰ هـ.ش—توسعه صنایع دستی، ترمیم سرکها، پاکسازی کاریزها، احداث بندهای آب و حفر چاهها، تکمیل مرکز صحی ولسوالی تولک و ارتقای مکتب متوسطه به لیسه.
همچنین با تلاشهای پیگیر، سرک جدیدی از مرکز ولسوالی تولک تا قرای تکاب اشنان از مسیر قریه تخرید احداث شد و سرک دیگری نیز از مسیر دره مگس، راه خشک و سایر مناطق تا مربوطات ولسوالی فرسی ساخته شد. در سال ۱۳۵۲ هـ.ش، تکمیل مرکز صحی و ارتقای مکتب به لیسه تحقق یافت. از دیگر اقدامات برجسته وی، لغو بیگار و سورسات—که میراثی کهن و سنگین بر دوش مردم بود—و نیز مبارزه جدی با رشوه، اختلاس و سایر مفاسد اداری بود.
در تاریخ ۲۶ سرطان ۱۳۵۳، با سقوط نظام شاهی و استقرار نظام جمهوری، مجلسین منحل گردید و وی به خانه بازگشت و به امور شخصی پرداخت.
در تاریخ ۱۷/۱۰/۱۳۵۷، در بست ۸ بهعنوان سرکاتب سارنوالی ولسوالی شهرک ایفای وظیفه نمود و در تاریخ ۱۳/۳/۱۳۵۸ در بست ۶ بهعنوان سارنوال همان ولسوالی مقرر گردید. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ در وزارتهای عدلیه و لویسارنوالی ایفای وظیفه نمود.
در تاریخ ۲۹/۳/۱۳۶۱، بر اساس موافقت لویسارنوالی و شاروالی کابل، به مدیریت حفظ و مراقبت ریاست کار ساختمانی تبدیل گردید. یک سال بعد، در ۱۳۶۲، مجدداً به لویسارنوالی بازگشت و بهعنوان سارنوال در مرکز ولایت غور تا سال ۱۳۶۵ ایفای وظیفه کرد.
در سال ۱۳۶۵، بهموجب موافقت وزارت شئون اسلامی، بهعنوان عضو مسلکی در مجله «پیام حق» مقرر شد. در سال ۱۳۶۹ بهعنوان مدیر عمومی تحریرات ریاست اسناد و ارتباط وزارت شئون اسلامی و اوقاف، و در سال ۱۳۷۰ بهعنوان رئیس همین اداره ایفای وظیفه نمود.
در سال ۱۳۷۱، همزمان با پیروزی مجاهدین، بهعنوان مدیر عمومی اداری ریاست ارشاد، حج و اوقاف از مرکز به ولایت هرات تبدیل گردید.
الحاج سیدمحمدرفیق نادم در طول عمر خویش ۹ بار به حج بیتاللهالحرام مشرف شد که غالباً بهعنوان راهنمای حجاج افغانستان به عربستان سعودی اعزام میگردید.
سرانجام، در روز سهشنبه، ۴ قوس ۱۳۹۹ هـ.ش، دار فانی را وداع گفت و به لقاء حضرت حق شتافت.
آثار چاپشده:
مجمعالجواهر، منتخب اشعار شعرای ولایت غور
مجموعه اشعار میر سید شمسالدین حیران (جد نادم) به تصحیح و گردآوری وی
کوچهباغ معرفت، مجموعه شعر از جد امجد نادم، به تصحیح و اهتمام او
شجره سادات، اثری ارزشمند که حدود ۱۲ سال از عمر خویش را صرف تحقیق آن نمود
دهها مقاله و تحقیق علمی در مجله «شنسبانیه» و دیگر نشریات کشور
آثار چاپنشده (آماده چاپ):
دیوان اشعار نادم
حصارهای تسخیرناپذیر (تاریخ)
گلهای یخزده، مجموعه شعر از بیبی مهجوره مشهور به شاهجهان
اصول زندگی (اجتماعی)
زندگینامه و دیوان اشعار سیاهموی و جلالی



.png)



Comments