شعر از قاضی صاحب مستمند برای نادم

عجب مرد مسلمان بود نادم
نکو کار و قدر دان بود نادم
سخنوربود وهم خوش خطّ وخوشخوی
سراپا علم وعرفان بود نادم
فروتن بود وخیر اندیش ودلجوی
چوخورشید فروزان بود نادم
تبسم برلبش چون نقش می بست
گلستان درگلستان بود نادم
به هنگام نگاه نافذ خویش
چونرگس بودو ریحان بودنادم
سیادت از جبینش بود پیدا
یقینا پور "حیران" بود نادم
که خُلقش مثل رضوان بود نادم
فراقش میزند آتش به جانم
شفیق مستمندان بود نادم






Comments