top of page

شعر از قاضی صاحب مستمند برای نادم




عجب مرد مسلمان بود نادم

نکو کار و قدر دان بود نادم

سخنوربود وهم خوش خطّ وخوشخوی

سراپا علم وعرفان بود نادم

فروتن بود وخیر اندیش ودلجوی

چوخورشید فروزان بود نادم

تبسم برلبش چون نقش می بست

گلستان درگلستان بود نادم

به هنگام نگاه نافذ خویش

چونرگس بودو ریحان بودنادم

سیادت از جبینش بود پیدا

یقینا پور "حیران" بود نادم

ببخشاید خدایش باغ رضوان

که خُلقش مثل رضوان بود نادم

فراقش میزند آتش به جانم

شفیق مستمندان بود نادم


 
 
 

Comments


bottom of page