شعری از شبگیر پولادین
- نویسنده: مدیر سایت

- Mar 27
- 1 min read
شبگیر پولادیان
خروشِ نالهیِ خاموش را، ترانه کجاست؟
جهانِ پویشِ فریاد را، کرانه کجاست؟
شکوهِ شورِ پریدن، درین کرانه نماند
پرنده مُرد، پرش سوخت... آشیانه کجاست؟
بهغیرِ پوچیِ لفظ و طنینِ قافیه نیست
ترانهسازترین شعرِ عاشقانه کجاست؟
هزار تارِ تعهد، بریده دستِ زمان
بگو که رشتهیِ پیوندِ جاودانه کجاست؟
بهار آمد و نور آمد، ای فسردهدرخت!
ترا به شوقِ شکفتن، یکی جوانه کجاست؟
سقوطِ صخره و ژرفایِ دره را مانم
غرورِ بالِ عقاب و عروجِ لانه کجاست؟
چو آبگیر، اسیرم درین کرانهیِ تنگ
بگو که پهنهیِ دریایِ بیکرانه کجاست؟
ستاره، نقشِ قدمهایِ سرخِ «شبگیر» است
مپرس خانهیِ خورشید را، نشانه کجاست!



.png)



Comments