شعری از نوین نورالعین

نوین نورالعین
دو جویِ شیر، دو پایت... بهشت پس اینجاست؟
که رویِ بسترت افتاده است، بیکموکاست!
دو جویبارِ عسل نیست، چشمهایِ خودت
دو بار شیطنتِ پاکِ دستهایِ خداست!
و خندههایِ تو، هفتاد و چند حورِ سپید
که ریختند برهنه، به رویِ چشمم... راست!
برون کنید مرا دستهای تان، «ایلا»!
بهشتِ کوچکِ من، چشمهایِ «نازیلا»ست
بهشتِ کوچکِ من، رویِ تختخوابش گفت:
که سیبهایِ تنش، خالی از فریب و ریاست...







Comments